۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » مشاهیر و نخبگان
  • شناسه : 640
  • ۲۲ جوزا ۱۳۹۶ - ۷:۵۴
  • 56 بازدید
مجتهد دور اندیش

مجتهد دور اندیش

(حضرت آیت اللّه شهید سید نادر بحرالعلوم) حضرت آیت اللّه سیّد نادر واعظى بحرالعلوم(ره)، فقیهى آگاه، خطیبى چیره دست، نویسنده ومدرس زبر دست وادیبى باریک بین بود .اودر مبارزه با منکرات وانجام اصلاحات اجتماعى شجاعتى ستودنى ودرک قوى داشت، سرانجام قربانى اهداف اصلاحى خویش گشته و به دست فرزندان منکرشهید شد. آیت اللّه بحرالعلوم(ره)  فرزند […]

(حضرت آیت اللّه شهید سید نادر بحرالعلوم)

حضرت آیت اللّه سیّد نادر واعظى بحرالعلوم(ره)، فقیهى آگاه، خطیبى چیره دست، نویسنده ومدرس زبر دست وادیبى باریک بین بود .اودر مبارزه با منکرات وانجام اصلاحات اجتماعى شجاعتى ستودنى ودرک قوى داشت، سرانجام قربانى اهداف اصلاحى خویش گشته و به دست فرزندان منکرشهید شد. آیت اللّه بحرالعلوم(ره)  فرزند سیّد براتعلى واعظ(ره) در حدود سال ۱۳۱۶ خورشیدی در قریه بغاوى در نزدیکى سرپل از توابع بلخ باستان به دنیا آمد. دوران طفولیت  را درهمان جا سپرى کرد. پس از مهاجرت به شهر مزار شریف (مرکزبلخ) تحصیلات ابتدایى را نزد پدرش فراگرفت، ادبیات عرب را  نزد یکى از علماى اهل سنّت آموخت، پس از آن  به مدرسه‏ى «چهارمحله» در نزدیکى مزار شریف رفته  وبه مدت پنج سال از محضر اساتیدى چون آیت اللّه شیخ سلطان محمد ترکستانى بهره برد. سپس در سال ۱۳۳۷ خورشیدی براى ادامه‏ى تحصیل رهسپار حوزه‏ى  علمیه نجف شده و سطوح عالى را از محضر اساتید مشهور آن مرکز علوم اسلامى استفاده کرد.[۱]

بحرالعلوم پس از آشنایى با اصول استنباط واجتهاد، حوزه‏ى علمیه نجف را به قصد زادگاهش ترک گفته و در سال ۱۳۵۴خورشیدی در شهر مزار شریف سکنى گزید و در حسینیه‏اى که پدرش (سیّدبرات) بانى آن بود پایگاه علمى وتبلیغى برقرار کرد. «سپس در بیرون شهر، زمینى را براى تأسیس مدرسه‏ى علمیه خرید وبا همیارى مردم آن را ساخت و به اندازۀ  ظرفیت آن طلبه پذیرفته  ومشغول تربیت وتدریس شد.»[۲]

آیت الله بحرالعلوم تدریس را در حسینیه و تکیه‌ى که پدرش ساخته بود شروع نمود. در آغاز تعداد شاگردانش اندک بود، ولى با گذشت ایامى چند، خبر شیوه تدریس ابتکارى ایشان در «ولایات و ولسوالی ها پیچید و طلاب، فضلاء و علاقه‌مندان به آموختن علوم اسلامى را از گوشه و کنار افغانستان به سوى ایشان کشاند.

در سال ۱۳۵۵خورشیدی تدریس ایشان رونق گرفته بود و بسیارى طلاب کوشا را از هر طرف به شهر مزار شریف کشاند.

علاقه به تدریس

بحر العلوم هر کتابى را که صلاح مى دید یا طلاب پیشنهاد می‌کردند، درس می‌گفت در حالى که کفایه، رسائل و مکاسب تدریس می‌کرد. شرح جامى و مطول نیز می‌گفت، هدفش تربیت شاگردان باسواد و آشنابه مسائل روز بود.

تیز بینى

وى با تیز بینى عمق فاجعه را درک می‌کرد و به پیامدهاى آن آگاهى داشت و در پى یافتن راه حل عملى بود. قسمتى از وقت خویش را به سئوال و جواب مسائل اعتقادى و علمى روشنفکران جامعه اختصاص داده بود. در آغاز چند نفر از اساتید و دانشجویان «محصلین» با ایشان نشستهاى خصوصى داشتند. مدتى بعد با پیشنهاد جمعى از اساتید دانشکده تَخْنِکُم مزار شریف، اسدیه، لیسه باختر و دارالمعلمین و جمع زیادى از محصلان جلسات مذکور به دروس اعتقادى و کلامى تبدیل شد. دانشکده تخنکم مزار شریف در سمت شمال افغانستان مرکز پرورش فکرى مارکسیستى بود و بحرالعلوم اعتقاد داشت که معقول نیست با کسانى که اندیشه مارکسیستى و غیر اسلامى دارند، از راه تعبدیات شرع مقدس اسلام و آیات و روایات گفت و گو شود بلکه با آنان باید با مسلّمات مورد قبول دو طرف صحبت کرد.

ایشان تدریس اصول فلسفه و معقولات را شروع کرد و فرضیه هاى فلسفى چنان با بینش عمیق و بیان رسا مطرح کرد که حقانیت مکتب اسلام و بطلان مکاتب مادى براى مخاطبان با برهان قاطع ثابت شد.

بدین جهت جمع کثیرى از روشنفکران جامعه تحت تأثیر روشهاى علمى و اخلاقى وى به ایشان گرایش خاصى پیدا کردند و روز به روز بر تعداد شاگردانش افزوده شد. تعدادى از اعضاى حزب خلق و پرچم مرتب در جلسات ایشان حضور داشتند. در حالى که بناى بحث ایشان ردّ تفکر مارکسیسم بود.

به این ترتیب تعالیم اخلاقى اسلام در بین افراد ترویج شد و شور و شوق و احترام به همدیگر در بین جوانان علاقه مند به حاکمیت اسلام اعم از شیعه و سنى گسترش یافت.

بر اثر تلاش‌های وى جوانان زیادى تربیت شدند که برخى از آن‌ها عبارتند از:

  1. حجه الاسلام والمسلمین داکتر سیدمحمدعلی جاوید، ازعلمای سر شناس افغانستان، رهبر حزب حرکت اسلامی، وزیرپلان و سرپرست اسبق صدارت و نماینده مردم بلخ در دور قبلی شورای ملی …

۲ شهید سید على اکبر مصباح مزارى: از رهبران حزب وحدت افغانستان.

  1. ۳٫ حجه الاسلام و المسلمین عالمى بلخى:منشى عضو شوراى علماسرتاسری، شورای اخوت اسلامی و اخوت اسلامی، نماینده کابل در پارلمان.
  2. ۴٫ حجه الاسلام حاجی محمد محقق:رهبر حزب وحدت مردم افغانستان و نماینده مردم کابل در شورای ملی.
  3. ۵٫ انجیز نسیم مهدى:امیر حزب اسلامى بلخ در ساله‌ای جهاد و معاون جنبش ملّى شمال افغانستان.
  4. ۶٫ شهید عبد القادر ذبیح الله خان:استاد دانشکده تخنکم مزار شریف و امیر عمومى صفحات شمال جمعیت اسلامى.

۷ . معلم بسم الله خان: مسئول سیاسى و فرهنگى حزب اسلامى در ولایت بلخ.

  1. ۸٫ علم خان آزادى:امیر صفحات شمال جمعیت اسلامى و والى مزار شریف.

ده‌ها تن دیگر از افراد مؤثر در روند تحولات سیاسى و فکرى کشور از محضر بحرالعلوم کسب فیض نمودند.

اختلاف زدایى

وى دریافته بود که تنها راه رسیدن به حکومت اسلامى و استقلال کشور وحدت پیروان مذاهب اسلامى است. وى جلسات وحدت طلبانه با علماء اهل سنت گذاشت تا در قالب دید و بازدید و مطرح کردن مسائل مشترک و ضروریات مکتب اسلام تبادل افکار شود. ایشان معتقد بود یکى از راههاى اساسى حل اختلافات بحث و تبادل آراء است و صحبتهاى دوستانه علمى بسیارى از مشکلات را حل خواهد کرد.

مولوى محمد اسلم  راجع به ارتباطش با آیت الله بحرالعلوم گفت:

«همراه تعداد از مولوى صاحبان و جمعى از شاگردانم حدود دو سال عمومى و خصوصى از محضر ایشان «بحر العلوم» استفاده ها نمودیم و فعلاً از مولوى صاحبان تنها قارى یوسف باقى مانده است و بقیه را در رژیم کمونیستى سیاسى بردند و معلوم نیست که شهید کرده‌اند یا زنده اند.»

وى که هنگام صحبت کردن درباره بحرالعلوم مروارید اشک از چشمان فرو مى غلطید، در آخر گفت: خدا لعنت کند کسانى را که سرمایه بزرگ علمى و معنوى و ملّى این ملت را گرفتند.

ضرورت همکارى بین علما

او یکى از راههاى مهم حل بسیارى از مشکلات جامعه را وحدت و همکارى بین علما می‌دانست. در تابستان ۱۳۵۶ خورشیدی به کابل رفت و جمعى از علما و فضلاء را دعوت کرد و طى چند جلسه مفصل علمى به بررسى و تبادل نظر پیرامون مسائل فرهنگى از جمله مسئله مرجعیت پرداخت.

ساخت مدرسه

این عالم پر تلاش در سال اول با مشکل تهیه مسکن مناسب براى طلاب رو به رو شد. شخصى بنام حاجى رسول داد بک ساختمان نسبتاً مناسبى را که مقابل تکیه خانه «حسینیه عمومى مزار شریف» قرار داشت، در اختیار وى قرار داد و طلاب که از شهرهاى دیگر مى آمدند در این ساختمان، اتاقهاى حیاط «حسینیه» و مدرسه سلطانیه جاى گرفتند. محل تدریس وى نیز تکیه خانه «حسینیه» عمومى مزار شریف و تکیه خانه پدرش سید برات بود.

در اواخر سال ۱۳۵۶ش در منطقه یکه توت، قلعه میر مزار شریف  مقابل باغ زراعت که  سرسبز و برخوردار از فضاى خوبى است، زمینى در حدود چهار هزار متر خرید تا یک مدرسه مناسب و کتابخانه عمومى ایجاد کند، البته در ایام حضور ایشان تنها اطراف آن را دیوار گرفتند.

مردم منطقه «حسینیه» تکیه خانه اى به نام شهید بحر العلوم بنا نمودند که حجه الاسلام سید لطیف حسینى پسر عموى وى سرپرستى آن را به عهده دارد.

هم اینک مدرسه علمیه وکتابخانه که ایشان بنا نهاد؛ توسط فرزند ایشان٬ حجه الاسلام سید محمد بحر(حسینی) وهمکاری مردم خیر فعلا در دو طبقه باز سازی شده ٬انشاءالله با توفیقات الهی وتوجهات ائمه معصومین(ع) بزودی بازگشایی خواهد شد.

آثار قلمى

نبود آزادى بیان و اندیشه براى نشر مبانى اعتقادى، ندادن اجازه چاپ و نشر کتب از طرف حاکمان وقت، فراهم نبودن مواد لازم براى چاپ و نشر کتاب، ممانعت از ورود کتابهاى چاپى به داخل کشور و… دست به دست هم داد و مانع انتشار وسیع کارهاى قلمى و فرهنگى اندیشمندان افغانستان شد. با این حال آیت الله بحرالعلوم آثارى مفید از خود به یادگار گذاشت. او ۲۰ جلد کتاب را تنظیم و آماده چاپ کرده بود.

بحرالعلوم تقریرات دروس خارج آیت الله خوئى(ره) را در ۱۰جلد تدوین کرد که پنج جلد خارج اصول را منهاج اصول و پنج جلد تقریرات خارج فقه را مبانى الفقهیه نام نهاد.

بعد از آن نیز تألیفات در معارف اسلامى و شرح یا حاشیه بر کتب درسى را ادامه داد.

علاوه بر تألیف ۲۴ جلد کتاب خطى باقى مانده از وى، در سال آخر در پى تدوین رساله عملیه بود و قبل از دستگیرى قسمتى از آن را آماده کرده بود.

امید است آثار ارزشمند آن عالم ربانى با همکارى علما و افراد خیّر چاپ شود و در اختیار محققین قرار گیرد. [۳]

امین ملت

مردم به آیت الله بحرالعلوم اعتماد کامل داشتند و در گرفتاریها به ایشان مراجعه و قضاوت وى را قبول می‌کردند. در موارد زیادى یکى از طرف دعوى شیعه و دیگرى سنّى بودند، ولى به دستور ایشان کاملاً راضى بودند.

وحشت و سکوت

بعد از کودتاى هفت ثور ۱۳۵۷ش در افغانستان، همه مى دانستند که وظیفه علما و روشنفکران مسلمان افشاى ماهیت و اهداف رژیم کمونیستى است، ولى اکثر آنان جرئت نمى کردند بر خلاف میل خلقیها حرفى بر زبان بیاورند. علامه بحرالعلوم با شناخت کاملى که از ماهیت مکتب مارکسیسم و اهداف شوم و ضد اسلامى و انسانى آن داشت، در چنین شرایطى با شجاعت و بدون ملاحظه باطل بودن مکتب مارکسیسم را با تحلیل و تفسیر بیان داشت تا جوانان مسلمان فریب شعارهاى پوچ و بى محتواى آنان را نخورند.

در ایام محرم ۱۳۹۹ هجری قمری (۱۳۵۷خورشیدی) الحاد و ستم بر شهرهاى کشور سایه افکنده بود و همه جا را وحشت فرا گرفته بود. سکوت بر کشور حکومت می‌کرد و معدود افرادى بودند که در مقابل اجراى فرمان‌های شماره ۶ ـ ۷ رژیم کمونیستى اعتراض می‌کردند.

مساجد و حسینیه ها دیگر آن حال و هواى گذشته را نداشت، گویا بر لبها مهر سکوت زده شده بود و دین و مذهب بیش از هر سرمایه دیگرى مورد تهاجم قرار داشت و کمونیستهاى تازه به قدرت رسیده دین و مذهب را افیون جامعه و علت عقب ماندگى مردم معرفى می‌کردند.

آیت الله بحر العلوم با اینکه می‌دانست جانش در خطر جدّى قرار دارد، آگاه ساختن جامعه را مهم تر دانست و او در همان سال که سراسر کشور افغانستان را وحشت فرا گرفته بود. در هفت حسینیه و مسجد سخنرانى داشت.

در تکیه خانه عمومى «حسینیه» شهر مزار شریف صحبت ایشان پیرامون ضرورت دین و فطرى بودن آن بود. با تحلیل و ادله نقلى و عقلى بیان مى داشت که تنها راه رسیدن به آرامش بشریت در تعالیم دین اسلام است و با براهین استوار به اثبات رسانید که آزادى و عدالت اجتماعى ممکن نیست جامه عمل بپوشند، مگر تحت لواى اسلام و قرآن.

مجالس ایشان در آن ایام از این قرار بود:

۱ . تکیه خانه عمومى «حسینیه»

۲ .  تکیه سید برات پدرش

۳ .  تکیه خانه اکبر کلانتر

۴ . تکیه بابه رجب

۵ . تکیه خانه موریا

۶ . تکیه کوچه على چوپان

۷ . تکیه قزل آباد.

در بیشتر جلسات مستمعان قشر تحصیل کرده و جوان بودند.

اولین زندانى روحانى رژیم

آیت الله بحرالعلوم اولین زندانى سیاسى از علما و روحانیون در زمان رژیم کمونیستى است. حکومت کودتایى تحمل چنین روشنگرى را نداشت، زیرا با صحبت‌هاى مستدل و منطقى وى تعدادى در عقیده خویش تجدید نظر کرده بودند و این براى رژیم تحمل کردنى نبود.

روزهاى تاسوعا و عاشوراى حسینى صحبت‌هاى ایشان را از حسینیه عمومى مزار شریف ریاست مرکز خاد «سازمان اطلاعات» در کاخ ریاست جمهورى مستقیماً شنود می‌کردند.

سرانجام دستور دستگیرى ایشان از کابل صادر شد و ساعت ۲ شب ۱۴ محرم ۱۳۹۹ق بعد از ختم مجلس سخنرانى حسینیه قزل آباد و برگشت به منزل، مأموران خاد اطلاعات اطراف بیت ایشان را محاصره و او را دستگیر کردند. وى مدتى در زندان مزار شریف دیده شد، ولى مکان و زمان شهادتش همچنان مخفى است.

در سال ۱۳۶۴ش غلام سخى هراتى که در زمان اقتدار خلقی ها مدیریت حبس «زندان» سیاسى شهر مزار شریف را به عهده داشت و در ایام قدرت حزب پرچم به جرم قتل اعضاى حزب پرچم زندانى شده بود، راجع به شهادت آیت الله بحرالعلوم گفت:

«مأموران خاد ایشان را همراه دو نفر از انجنیرهای کارخانه کود و برق مزار شریف نیمه شب از زندان به کابل منتقل کردند.» روحش شاد و یادش گرامى باد. [۴]

[۱].  المؤلفون الافغانیون المعاصرون ، ص ۹۹ ـ ۹۸  محمد عیسى محقق خراسانى .

[۲].  زندانیان روحانیت تشیع افغانستان، صص ۶۶ – ۶۴ حسین شفائى .

[۳].  پیشین  حسین شفائى.

[۴] . بر گرفته از:

–  گلشن ابرار  ج۸ –  نوشته حجه الاسلام والمسلمین آقای سلمان احمدی .

– علماى مجاهد، محمد حسن رجبى، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامى، ۱۳۸۳، ص ۵۳۸ .

–  زندانیان روحانیت، حسین شفائى، قم، ۱۳۶۰، ص ۶۳٫