۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » مشاهیر و نخبگان
  • شناسه : 631
  • ۲۲ جوزا ۱۳۹۶ - ۷:۴۲
  • 52 بازدید
عالم متبحّر

عالم متبحّر

(مولانا شهید محمد امان مشهور به خان مولوی) مولانا شهید الحاج محمد امان(مشهور به خان مولوی) فرزند مرحوم محمد ابراهیم خان ملقب به خان خوانین در سال ۱۲۹۴خورشیدی در قریه میانجوی ولسوالی قره باغ ولایت کابل در یک خانواده متدین و منور که از دیر زمان در راه خدمت به دین، علم و علماء  در […]

(مولانا شهید محمد امان مشهور به خان مولوی)

مولانا شهید الحاج محمد امان(مشهور به خان مولوی) فرزند مرحوم محمد ابراهیم خان ملقب به خان خوانین در سال ۱۲۹۴خورشیدی در قریه میانجوی ولسوالی قره باغ ولایت کابل در یک خانواده متدین و منور که از دیر زمان در راه خدمت به دین، علم و علماء  در بین مردم ما نقش بارز و نام نیک داشته، دیده به جهان گشود.

حافظ وحکیم فرزانه، شهید خان مولوی، قبل از شمول به مکتب آموختن سواد ابتدایی و دروس دینی را  نزد مولوی وردک که به شیخ ملا مشهور بود آموخت و پس از آن دوره ابتدائیه را تا صنف شش در مکتب ابتدائیه قره باغ به پایان رسانید و ادبیات عرب(صرف و نحو) و فقه را  از حضور آخوند زاده حبیب الرحمن، یکی از شخصیت‌های جید و بارز و علمی منطقه خویش آموخته و سپس پدر بزگوار مرحوم خان که خود یکتن از علمای معروف زمان خویش بود به تدریس ایشان پرداخته و به تعقیب آن مرحوم خان مولوی عازم تگاب گردیده و در آنجا نزد جناب ملا بزرگ که از جمله علمای مشهور و متبحر آن دوره بودند دروس علوم دینی را کسب نمودند. ذکاوت و استعداد جناب خان مولوی این عالم بزرگ را به حیرت انداخت و برای ایشان فرمودند که تا حال در راه علم پیشرفت شگفت انگیز حاصل نموده اید و ازخداوند(ج)  ثبات و استقامت بیشتر برای تان خواهانم و متعاقبا مرحوم خان مولوی برای دوره حدیث و تفسیر عازم دهلی گردیدند و در آنجا برای مدت سه سال در مدرسه فتح پوری علوم دینی را به اتمام رسانیدند و او در میان پانصد طالب العلم به درجه اول فایزگردیده  و افتخار بزرگی را برای خود و کشورش کسب نمود. مرحوم خان مولوی حین فرا گرفتن علوم دینی، طب یونانی را نیز در دارالحکمت حکیم اجمل خان آموختند.

بعد از تکمیل نمودن تحصیلات عالی ایشان به وطن عودت نموده  و به تدریس طلاب علوم دینی در مسجد آبایی خویش پرداختند و بعد از آن به تقاضای جناب فخر المشایخ، میاگل جان آغای تگاب  عازم آن دیار گردیدند و برای مدت هفده سال در مدرسه تگاب به حیث مدرس، مهتمم و ناظم ایفای وظیفه نمود و مرحوم خان مولوی از طرف فخرالمشایخ صاحب میاگل جان آغا در چهار سلسله یعنی چشتیه، قادریه، نقشبندیه و سهروردیه ماذون بودند.

همچنین شهید خان مولوی در منزل شخصی‌اش کابل بطور خصوصی به تعداد زیادی از طلاب علوم دینی تدریس می‌نمود و علاوه بر آن در مدرسه محمدیه شهید آیت الله واعظ که از جمله روحانییون برجسته اهل تشیع بوده و در تپه سلام موقعیت داشت، آنجا نیز جناب شهید خان مولوی فلسفه، حکمت، حدیث، تفسیر و فقه را تدریس می‌نمود و نیز موصوف همزمان به حیث عضو جمعیت العلماء افغانستان ایفای وظیفه نموده و زمانی که کدام مشکل جدی وحدت ملی و همبستگی امت اسلامی را تهدید می‌کرد از طرف رییس جمعیت العلماء و وزیر عدلیه وقت توظیف میگردیدند تا موضوع به فهم و دانش وی حل گردد.

شهید خان مولوی منحیث یک عالم جید و شخصیت پر افتخار علمی، فرهنگی، سیاسی و روحانی کشور در عرصه پرورش فرزندان وطن، تنویر اذهان مردم متدین، اتحاد و اتفاق و وحدت بین اقوام خدمات بی شایبه را انجام داده‌اند. ایشان با تبلیغ جذاب و موثر که داشتند امت مسلمه را به اتفاق و اتحاد تشویق می‌نمودند و در رابطه با فلسفه خودی، خود شناسی، تصوف و اخلاقیات بیانیه های  بی مثال ایراد میفرمودند. در وقت که مرحوم محمد هاشم میوند وال صدر اعظم بود، شهیدخان مولوی توظیف گردید تا در بین شیعه و سنی کدام سوء ظنی که بمیان آمده بود و همسایه ها آن را دامن می زدند رفع نمایند. شهید خان مولوی در منابر شهید آقای واعظ، شهید آقای بلخی، شهید آقای ناصر و شهید مبلغ سخنرانی ها نمودند که نتیجه همین بیانات شهید خان مولوی و امثال ایشان بود که اتحاد و اتفاق  بین اهل تشیع و تسنن دوباره احیاء گردید و تضاد که بمیان آمده بود رفع گردید.

ایشان عشق سرشار که به وطن خودداشت و در سخنرانی‌های خویش مردم را به حب وطن تشویق می‌نمودند وعلاوه براینکه  ایشان در مدارس  رسمی و غیر رسمی تدریس و خطابه داشتند و مدرسه شرعیات ابو حنیفه و دارالعلوم عربی برای بیداری افکار طلاب و محصلین سخنرانی می‌نمود و آن‌ها را به اتحاد و یکپارچگی و حب وطن، تشویق می‌نمود  و به علمای آن وقت می‌گفت که سرمایه سرشار وعظیمی بشری کشور همین طلاب اند که آینده کشور به آن‌ها تعلق دارد و همین ها مصدر خدمت به اسلام و کشور میگردند. در آن وقت به شهید سیف‌الدین نصرت یار، شهید  نیازی و حکمتیار زمینه را  فراهم می‌کرد تا در محافل دستار بندی ها در مجالس و محافل میلاد و غیره سخنرانی نمایند.

شهید خان مولوی در تظاهرات علیه الحاد، دهریت و بی عدالتی ها در صف اول مبارزات قرار میگرفتند و بیانات میدادند که در تبلیغ، موعظه و سیاست ید طولایی داشت و در برابر هرگونه ظلم، بی عدالتی و دهریت مبارزه می‌نمود و در اصلاح اقوام نقش مهم وبارز داشت و او یک شخصیت مشفق، صادق، مهربان،حلیم، متواضع، با استقامت، باعاطفه، سخی و دلیر و در میان اقشار مختلف جامعه از احترام و محبوبیت خاصی برخوردار بود.

این عالم جلیل القدر علاوه بر اوصاف فوق از عزت نفس فوق العاده ای برخور داربود، در زمانی که مرحوم سردار محمد داود خان صدراعظم بود، شهید خان مولوی برای ادای فریضه حج عازم عربستان سعودی گردید و به مجرد رسیدن به مکه مکرمه از طرف حکومت سعودی دعوت گردیده بود تا از سوی حجاج افغانی در محفلی که به میزبانی دولت مردان عربستان سعودی ترتیب شده بود او سخنرانی نمایند، سخنرانی پرمحتوای ایشان مورد استقبال آنان قرار می‌گیرد و به عنوان تحفه به خان مولوی پول گزافی را اهدا می‌نمایند ولی ایشان با تبسم فرمودند که من به خان مشهور هستم خان به معنی صاحب دسترخوان و لذا استغنای وی به این منوال بود که بعداً فیصله به این شد که پول باید در اعمال مساجد به مصرف برسد. مرحوم سردار محمد داود خان از این داستان مطلع گردید به ایشان مبلغ سی هزار افغانی بطور بخشش فرستاد و گفت که جناب شما نام وطن ما را در عالم اسلام بلند نمودید وما به و جود شما افتخار میکنیم.

در دوران حاکمیت مرحوم محمد ظاهر شاه جمعی از علمای وفد مصر، سوریه، عراق، ایران و هندوستان عازم کابل گردید و از طرف حکومت افغانستان شهید خان مولوی توظیف گردید تا به زبان عربی سخنرانی نمایند. علمای وفد در ایام سفر خود گفتند که در افغانستان عالم مطرح وجود ندارد. این سخن به سمع جناب خان مولوی رسید و او از همراهان خود خواست که در میان جلسه سوالی را طرح نمایند، مرحوم الحاج مدیر احمدالدین خان کاکر همرایش در سفر همراهی می‌کرد، او پرسید که میگویند به برکت یاسین(یس)، به حرمت یاسین و به عزت یاسین که این کلمات در ابتدای دیگر سوره ها  نمی گویند علت آن چه است. هر عالمی نیم ساعت یا بیشتر بحث نمود جناب ایشان وقت گرفته سه ساعت بحث نمودند و گفتند این بحث ادامه دارد و تا یازده شب بحث نام تمام ماند و از کلمه یاسین(یس) به والقران الحکیم نرسید و سفر وفد به پایان رسید و آن‌ها به مقام علمی ایشان اعتراف نمودند.

شیخ الحدیث والقرآن مولوی یاری داد،  مولوی عبدالخالق حقانی، مولوی محمد داود قندهاری، مولوی قلات، مولوی مقر، مولوی غوربندی و مولوی عبدالجلیل وردک و حجت الاسلام سید محمد انور واثق واعظ زاده از جمله شاگردان برجسته جناب خان مولوی  بودند که بطورنمونه تذکر یافت. علاوه بر آن، جناب خان مولوی بسیاری از تلامذ را نیز تربیت نمودند.

علاوه براینکه شهید خان مولوی، عالم جید زمان خود بود و ایشان جوانان را به ورزش نیز تشویق می‌نمودند و او برای جوانان در نزدیکی خانه اش جایی را برای ورزش پهلوانی تهیه نمودند که جهت تمرین پهلوانی علاوه بر جوانان قریه، پهلوانان مشهور کشور به شمول مرحوم خلیفه برات، مرحوم  پهلوان نظام، مرحوم خلیفه ابراهیم، مرحوم احمد خان نیز برای تمرین پهلوانی و تشویق ورزشکاران می آمدند و خود ایشان نیز به هفده تن جوانان در ورزش  پهلوانی تمرین می‌دادند و یک‌بار تعدادی از  افراد کم فهم در ولسوالی اندراب ولایت بغلان در برابر بازی بُزکشی حساسیت نشان داده و آن را ممنوع قرار دادند،ایشان با استدلال منطقی و درایتی که داشت آن افراد را قناعت داده و خود سوار اسپ شده به بازی بزکشی پرداختند که این عمل ایشان باعث تشویق دوباره جوانان گردید و این ورزش ملی و عنعنوی کشور دوباره ادامه پیداکرد.

شهید  خان مولوی با دختر اول فخرالمشایخ میاگل جان آغای تگاب ازدواج نمودند که از او پنج پسر و یک دختر باقی ماند و شهید  خان مولوی بعد از کودتای ننگین ۷ ثور سال ۱۳۵۷ در ماه قوس همان سال توسط نظام کمونیستی وقت دستگیر و به شهادت رسیدند.[۱]

[۱] . برگرفته از اظهارات فرزندان شهید خان مولوی؛

–  جناب مولوی نظام کاکر

–   محترم سلیمان کاکر سابق معین وزارت معارف جمهوری اسلامی افغانستان.

برچسب ها