۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » مشاهیر و نخبگان
  • شناسه : 2596
  • ۰۳ جوزا ۱۴۰۳ - ۱۷:۲۵
  • 84 بازدید
مبشر
شهدا شرمنده ایم

شهدا شرمنده ایم

بسم رب الشهدا و الصدیق 37مین سالروز شهادت استاد عزیزالله مبشر، از پیشگامان نهضت اسلامی گرامی باد. سالگرد شهادت استاد مبشر را به خانواده، همسنگران و دوستانش تسلیت می‌گویم. ما شرمنده‌ی شهداییم، بهای خون شهدا بود که همسنگرانش به نام و عنوان رسیدند و باید دین خود را نسبت به آنان ادا نمایند. شهدا و […]

بسم رب الشهدا و الصدیق

37مین سالروز شهادت استاد عزیزالله مبشر، از پیشگامان نهضت اسلامی گرامی باد.

سالگرد شهادت استاد مبشر را به خانواده، همسنگران و دوستانش تسلیت می‌گویم.

ما شرمنده‌ی شهداییم، بهای خون شهدا بود که همسنگرانش به نام و عنوان رسیدند و باید دین خود را نسبت به آنان ادا نمایند.

شهدا و شخصیت‌های ارزش‌گرا و همیشه در خط مقدم مبارزه با ظلم و استبداد بودند، یادآوری ابعاد وجودی و اهداف این شهدا ما را در شناخت راه از بیراهه کمک می‌کند و جوانان کشورما  موظفند که به راه و رسم این شهدا پافشاری نمایند. یکی از شهدای دوران جهاد 14 ساله‌ی ملت مسلمان افغانستان استاد شهید عزیزالله مبشر است.

من در این فرصت کوتاه مبارزات سیاسی استاد مبشر را در دهه‌های چهل و پنجاه و پس از کودتای 7 ثور 1357 خورشیدی و حضور ایشان در جهاد را خیلی فشرده بیان می‌نمایم:

الف) آغاز مبارزه سیاسی در چوکات نهضت اسلامی جوانان مسلمان افغانستان

استاد مبشر از سن 16 سالگی با ایراد سخنرانی‌های پرشور خود در مساجد شیعه و سنی امام صاحب ولایت قندوز آغاز و از باورهای اعتقادی وارزشی جامعه‌ی اسلامی در برابر دین ستیزان  پرداخت و او در آوان جوانی پس از تأسیس نهضت اسلامی جوانان مسلمان افغانستان به رهبری استاد غلام محمد نیازی، سال 1347 خورشیدی بصورت تیمی و تشکیلاتی، در برابر جریان‌های چپی مورد حمایت اتحاد جماهیر شوروی سابق مبارزه کرد، در زمان حاکمیت سردار محمد داود خان سال  1355 خورشیدی، شهید مبشر ویارانش به اتهام دست داشتن به قتل علی احمد خرم  وزیر پلان افغانستان که در حقیقت خرم به بخاطر همکاری با امریکایی‌ها، او به دست عمال تــروریستی کاجی‌بی و شخصی بنام غلام سخی مرجان» ترور شد، اما حکومت وقت شهید مبشر در خزان 1356 خورشیدی توسط ولسوال امام صاحب دستگیر و به زندان دهمزنگ انتقال و سرانجام در زندان پلچری محبوس شد. همچنان در قیام 1353 خورشیدی افسران نظامی اردو به رهبری عده‌ای از جوانان مسلمان استاد مبشر در آن نقش موثر واساسی  داشت و به عنوان وزیر معارف در کابینه دولت نهضت اسلامی در نظر گرفته شده بود.

ب) حضور استاد مبشر در جهاد و یکی از طلایه داران صلح بود

پس از کودتای 7 ثور 1357 خورشیدی و بقدرت رسیدن احزاب کمونیستی در افغانستان، دستگیر و قتل‌های دسته جمعی که تنها در کابل غیر از زندان پلچرخی 24 زندان دیگر وجود داشت، جنایات کمونیست‌ها باعث شد که قیام عمومی در سراسر افغانستان آغاز و از شمال کشور، قیام چارکنت دره صوف جهاد و پیکار تا مناطق مرکزی ادامه یافت و بیست در صد خاک افغانستان در اختیار شورای انقلابی اتفاق اسلامی قرار گرفت که من در این رابطه کتابی را زیر نام نخستین دولت اسلامی به رهبری مرحوم آیت‌الله بهشتی نوشتم.

وقتی قیام‌ها آغاز شد، قیام 2 سرطان چنداول، قیام بالاحصار و برخی قیام‌های دیگر و جنگ‌های چریکی در کابل، یکی از کسانی تحت تعقیب قرار می‌گیرد، استاد مبشر است، او ناگزیر در سال 1360 خورشیدی به مناطق مرکزی سفر نمود.

همزمان با دخالت بیرونی‌ها با ظهور برخی احزاب و سازمان‌ها و از سودی دیگر فعالیت رژیم دست نشانده روس‌ها اختلاف و جنگ‌های خانمانسوز داخلی در مناطق مرکزی شعله‌ور می‌شود، میان استاد مبشر و سران احزاب و سازمان‌ها سیاسی چندین نامه برای پایان دادن به جنگ‌های داخلی و طرح ایجاد صلح و آشتی بجای تنش‌های تباه کن صورت می‌گیرد و در نهایت طرف‌های درگیر خواهان گفتگو و مذاکره برای پایان دادن به اختلافات می‌شوند. در اواخر سال 1364 خورشیدی استاد مبشر جهت گزارش از وضعيت داخل کشور با صلح و مهار نمودن جنگ‌هاي خانمانسوز داخلي باسران احزاب و سازمان‌های سیاسی و جهادي به ايران سفر کرد، آن نامه‌ها در آرشیوی شخصی من موجود است و این تلاش‌های استاد مبشر مقدمه‌ی وحدت و اتحاد احزاب اهل تشیع شد و هرچند که حزب وحدت با فشار بیرونی‌ها شکل گرفت؛ همچنان در 9 حوت 1365 خورشیدی در ميران شاه پاکستان اقدام به حل اختلافات نیروهای نظامی حزب اسلامي و حزب حرکت اسلامي و آزاد سازي زندانيان هردو طرف نمود ودر پایان همين سال مجدداً برای صلح جنگ‌هاي داخلي مخصوصاً در مناطق مرکزی و شمال کشور عازم افغانستان شد که در جریان تلاش‌های صلح جویانه در شمال کشور 16 ثور 1366 خورشیدی در منطقه‌ی دره صوف و در سن 38 سالگی به شهادت رسید. 37 سال از شهادت استاد عزیزالله مبشر می‌گذرد، اما رهبران و همسنگران او  به عوامل و انگیزه‌ی شهادتش بی توجه نمودند و به دلایل نا معلوم تا هنوز پاسخ واضع و روشن نداشته و ندارند.

نه تنها یک حزب در پرونده‌ی ترور استاد مبشر مقصراند، بلکه همه‌ی رهبران جهاد که پس از بقدرت رسیدن کمونیست‌ها شرمنده‌ای شهدای بی مزار و همین طور در برابر قربانیان جنگ‌های خانمانسوز دهه‌ی هفتاد و قتل‌های زنجیره‌ی که آن‌ها نتوانستند در این سال‌ها دادخواهی نمایند، با آنکه اسدالله سرورى در قتل ٣٦ عضو از بستگان  حضرت صبغت‌الله مجددى از رهبران جهادی و اولین رئیس دولت موقت مجاهدین متهم و اين افراد را در يک شب به قتل رسیدند، اما آقای مجددی و برخی دیگر از رهبران، طی اعلان عفو عمومی سبب شد تا محاکمه این گونه افراد به فراموشی سپرده شود.

می‌خواهم به طرفداران تمام احزب و رهبران سیاسی افغانستان بگویم؛ به لیاز خدا رهبران را با دین و اسلام مساوی نسازید. وقتی رفتار و کردار رهبران نقد می‌شود به معنی نقد اسلام نیست، غیر از معصوم علیهم‌السلام همه قابل نقد است و مردم ما حق دارند، از سیاسیون شان بپرسند با بهای خون شهدا و ثمره‌ی جهاد چهارده ساله چه کردید؟

استاد مبشر با روحیه‌ی سرشار از عشقی به خدا و دین اسلام و مبارزه در راستای حفظ کیان و ارزش‌های دینی و میهنی بود ازین‌رو او هیچ‌گاه بابی تفاوتی و سکوت سر سازش نداشت که اندیشه‌اش وصیت نامه‌ی خود مفصل بیان نموده و این وصیت نامه خواندنی‌ست که در این فرصت کوتاه حتی به چند پاراگراف آن هم پرداخته نمی‌شود و اما چندعنوانش عبارتند از: وظایف مسلمین؛ دین اسلا م، دین جهاد وعدالت طلبی؛ تأکید برهمگرایی ونفی سکوت وبی تفاوتی؛ وظایف روحانیت و روشنفکران مسلمان؛ وظایف مسئولان و بزرگان احزاب؛ هدف از جهاد و آرزوی شهادت…

هرچند من مواصفات و حوادث شهادت استاد مبشر را که بقول مرحوم آیت‌الله محسنی: «مبشر؛ مرد اندیشه و عمل بود…» درخاطراتم کتاب ثابت قدم توضیح دادم.

شهید مبشر عاشقانه رفت، اما هنوز که 37 سال از شهادتش می‌گذرد، ترورش در هاله‌ی از ابهام قرار دارد…

27 ثور 1403 خورشیدی – رادیو کتاب مقیم لندن