۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » خاطره
  • شناسه : 2536
  • ۰۳ جوزا ۱۴۰۳ - ۱۵:۵۴
  • 70 بازدید
فراخوان چاپ دوم ثابت قدم 1
سومین سالیاد رونمایی کتاب ثابت گرامی باد!

سومین سالیاد رونمایی کتاب ثابت گرامی باد!

بابت خلق و رو نمایی کتاب «ثابت قدم» به عنوان تاریخ شفاهی و افشای فجایع نیم قرن اخیر، در فضای حقیقی و مجازی، موافقین و مخالفین زیادی به دنبال داشت. بتاریخ ۲۹ جدی ۱۳۹۹ خورشیدی محفل رونمایی کتاب «ثابت قدم» با میزبانی وزارت اطلاعات و فرهنگ جمهوری اسلامی افغانستان در تالار بین‌المللی مطبوعات آن وزارت، […]

بابت خلق و رو نمایی کتاب «ثابت قدم» به عنوان تاریخ شفاهی و افشای فجایع نیم قرن اخیر، در فضای حقیقی و مجازی، موافقین و مخالفین زیادی به دنبال داشت. بتاریخ ۲۹ جدی ۱۳۹۹ خورشیدی محفل رونمایی کتاب «ثابت قدم» با میزبانی وزارت اطلاعات و فرهنگ جمهوری اسلامی افغانستان در تالار بین‌المللی مطبوعات آن وزارت، آقای زهیر لوح سپاسی را اهدا و معین نشراتی آن تعهد سپرد چاپ دوم «ثابت قدم» از طریق وزارت نامبرده منتشر شود.

پس از رو نمایی کتاب «ثابت قدم» و استقبال کم نظیر آن، وابستگان و عاملان فجایع نیم قرن اخیر نیز بی تفاوت نماندند و پس از چاپ اول کتاب «ثابت قدم» پس لرزه هایی نیز داشت و در این مدت مخالفین هواداران احزاب چپی و راستی از داخل و خارج کشور با حمایت همه جانبه‌ی برخی چهره‌های سیاسی و با ایجاد تیم‌های سازمان یافته، حتی برای ضرر رساندن به نگارنده برنامه ریزی نمودند تا از این طریق چهره‌های پُشت صحنه به بهانه‌های مختلف با سرپوش گذاشتن روی اعمال ننگین گذشته‌ی شان با تحریک افراد معلوم الحال بیش از بیست شکایت در ثارنوالی و محکمه افغانستان علیه من درج نموند(۱) و در نهایت «کمیسیون بررسی شکایات و تخلفات رسانه‌ای» به ریاست محمد طاهر زهیر سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ، پس از هفته‌ها مرور و بررسی شکایات در ۲۰ ثور ۱۴۰۰ خورشیدی با حضور طرفین، فیصله نمودند:

۱. از شاکیان خواسته شد تا اسنادی مبنی بر رد ادعای «ثابت قدم» در اختیار کمیسیون قرار دهند، کمیسیون پس از بررسی اسناد ارائه شده و حاصل نمودن قناعت نویسنده‌ی کتاب «ثابت قدم» در چاپ دوم آن اصلاحات انجام خواهد شد.

۲. مخالفین می‌توانند کتاب جداگانه، نقدی بر کتاب «ثابت قدم» با در نظر داشت معیارهای نقد نویسی رعایت و اقدام نمایند.

همچنان در نیمه‌ی حمل ۱۴۰۰ خورشیدی، سفر محمد کریم خلیلی رهبر حزب وحدت با فراخوان و دعوت هواداران این حزب از ۱۰ ولایت کشور و هزینه‌ی حدود چهارصدهزار دلار همایشی را، مقابل مجسمه‌ی صلصال بامیان با سخنرانی رهبر حزب وحدت برگزار نمودند. اعضای ستاد برگزارکننده‌ی این همایش که از ولایات مختلف شکل گرفته بود، در نشست‌های مشورتی جهت خواست‌های شان در هوتل گزندو مرکز بامیان پیشنهاداتی را به محمد کریم خلیلی مطرح نمودند و یکی از آن در خواست‌ها، جمع آوری کتاب «ثابت قدم» بود و طبق گفته‌های شاهدان عینی، اعضای ستاد تأکید داشتند، چنانچه در جمع آوری این خاطره اقدام جدی توسط استاد خلیلی صورت نگیرد، روایت محتوای آن به روح و روان نسل امروز نسبت به حزب وحدت و چهره‌های تأثیر آن اثر منفی در جامعه خواهد گذاشت، اگر برای جلوگیری از پخش کتاب «ثابت قدم» توجه جدی نشود، در آینده به عنوان مرجع جریان شناسی برای رهبران نسل امروز خطرناک خواهد بود.

یکی دیگر از شاکی‌های «ثابت قدم» پیرامون معامله سنگرهای اسکاد نعیم قضوی بود، وقتی همراه قضوی وارد دفتر سمونمل عباس شهین(اصالتاً از هزاره‌های دایمرداد)، معاون اداری حوزه ششم شدیم، قضوی با تحریک شهین مرا ضد هزاره و مزاری معرفی و خودش در اثر مرض شکر و احتمالاً غیر عادی بودن، کنترول خود را از دست داد، به اشخاص، نیاکان، قوم، طایفه، سادات و مذهب بی اختیار فحش و دشنام می‌داد، اما شهین با استفاده از سِمت حکومتی خود جانب دارانه و آمرانه عمل می‌نمود، او اصلاً کتاب «ثابت قدم» را نخوانده و حتی ظاهرش را هم ندیده بود، در اثر تعصب، رگ تباری‌اش برجسته شده، او و قضوی سعی می‌نمودند که با تهدید و اخطار مرا وادار نمایند تا در رسانه‌های جمعی تجدید نظرنمایم، در نهایت گفتم که به محکمه مراجعه نموده و شاهدان عینی حاضر شود و واقعیت معلوم گردد.

لذا آنان کوتاه آمدند و از قومندان حسین معروف به حسین پُف خواستند که قضیه را جمع کند و در نتیجه من منابع را نام بردم و قضیه خاتمه یافت و یک روز بعد من شماره شهین را از قضوی خواستم، ایشان بهانه کرد، می‌خواستم اعاده‌ی حیثیت کنم ولی بعد منصرف شدم و این کار را خیلی کوچک و ضعیف دانستم، زیرا شهین شخصیت خود را بخاطر قدرت ناچیز دنیا نمایان کرد و این بزرگترین عبرت برای آدم‌های تازه به دوران رسیده است.

۳۰ حمل ۱۴۰۰ خورشیدی «کمیسیون بررسی شکایات و تخلفات رسانه‌ای» به ریاست محمد طاهر زهیر سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ جمهوری اسلامی افغانستان دایر و به شش شکایت تخلف رسانه‌ای رسیدگی و یکی از آن‌ها، شکایت رجب منگول علیه نویسنده کتاب «ثابت قدم» بود، کار کمیسیون ساعت یازده و نیم، رسیدگی به شکایت رجب منگول با حضور نگارنده و آقای فردوسی آغاز شد.

در آغاز جلسه، سرپرست وزارت (محمد طاهر زهیر) و منشی کمیسیون (وحید الله معنا) ضمن خوش آمد گویی، پیرامون درج شکایت رجب منگول صحبت را آغاز و اضافه نمودند: هرچند رسیدگی به تخلفات نویسندگان کتاب به جز نویسندگان خارجی در صلاحیت «کمیسیون بررسی شکایات و تخلفات رسانه‌ای» نیست و من نیز حضورم را در تقویت روند کاری کمیسیون نامبرده و احترام گذاشتن به اعضای آن عنوان نمودم، از رئیس کمیسیون و اعضای آن تقاضا نمودم که رجب منگول باید در کمیسیون حضور پیدا نماید و من با او و پسر خاله‌أش کسی به نام مختار باستانی که صفحه فیسبوک وی را پیش می‌برد و به بسیاری از شخصیت‌های خوشنام کشور را به جرم ارتباط داشتن با نویسنده کتاب «ثابت قدم» اهانت نموده و من با هردو نفر حرف هایی دارم که در جمع گفته شود، رئیس کمیسیون به دلایلی از این پیشنهاد من عذر خواست، من با مقدمه‌ی اضافه نمودم که من و رئیس کمیسیون در دو جریان سیاسی متقابل و متخاصم قرار داشته و داریم، اما یک‌ماه قبل از محفل رونمایی خاطراتم، کتاب «ثابت قدم» را به ایشان جهت بررسی و نقد سپردم علیرغم ملاحظات احتمالی، ضمن تشویق و ترغیب من در امر رو نمایی آن بدون در نظر گرفتن قالب‌های تنگ و تاریک مسایل حزبی و قومی، با قضیه برخورد منصفانه و در هیئت یک وزیر فرهنگ دوست موقف گیری نمودند، من در این جمع از وی تشکری می‌کنم و در این جلسه بیشترین صحبت را من نموده و گفتم:

«… در دهه‌ی هفتاد دست من به خون کسی آلوده نیست، زیر سن سربازگیری احزاب جنگجو و قدرت طلب نشدم که این عمل در قانون شرع و تمام قوانین بین‌المللی جزو جرایم جنگی محسوب می‌شود، کسی را تهدید نکردم، اموال مردم را به غارت نبردم، در مسیر راه ده¬مزنگ به بهانه¬های مختلف زور گیری ننمودم، اگر خواهران ما در این کمیسیون نبودند چند نمونه از جنایات این‌گونه افراد می‌گفتم که از عملکرد این تفنگ بدوشان غیر مسئول انسانیت شرمنده است. فجایع دهه‌ی هفتاد را بسیاری از خاطره نویسان خارجی و داخلی نوشتند و من صرفاً از چند کتاب و خاطره نویس نام می‌برم:

– خاطره نویسان خارجی: کتاب «جنگهای افغانستان»، پیتر تومسن؛ کتاب «شب‌نامه» کریس سندس و فضل من الله قزازی…

– خاطره نویسان افغانستان: کتاب «روایت شکست اقوام محکوم در افغانستان» علی جان زاهدی؛ کتاب «اسطوره شکسته» حسین آزادی(مسیح ارزگانی)؛ کتاب «بگذار نفس بکشم» عزیز رویش؛ کتاب «خاطرات من برهه‌ی حساسی از تاریخ» سید محمد علی جاوید؛ کتاب «قصه‌های زندگی» سید رحمت الله مرتضوی؛ همه‌ی این خاطره نویسان از جنایات جنگی و سربازگیری زیر سن، دیوانه، معاون خدا، بچه خدا، شیشه‌خور، مارخور، جِندی، منگول… یاد نموده و از جنایات رقص مرگ، سینه بریدن، میخ به سرکوبیدن، محارب و مفسد خواندن آنان توسط عالمان دین… را در خاطرات‌شان آورده‌اند.»

و در پایان سخنانم به وزارت اطلاعات و فرهنگ و نویسندگان افغانستان پیشنهاد نمودم:

– برای عبرت گرفتن از فجایع گذشته کتابی زیر نام «سربازگیری زیر سن در احزاب قدرت طلب» نوشته شود.

– با دعوت خاطره نویسان در یکی از پُربیننده‌ترین رسانه‌ی کشور در حضور مردم افغانستان مناظره‌ی تلویزیونی صورت گیرد.

– کسانی که از بیرون نفاق قومی و خشونت را دامن می‌زنند با همکاری حکومت در سلب تابعیت آن‌ها اقدام شود.

– همانگونه که وزیر اطلاعات و فرهنگ بار بار برای بیان حقایق، حمایت خود را از آزادی بیان، نویسندگان و خبرنگاران کشور اعلام نمودند، امید وارم جامه‌ی عمل پوشیده و نه از شخص من که از آزادی بیان حمایت نمایند.

– این¬ها به من اتهام بستند که بابت چاپ کتاب «ثابت قدم» از شورای امنیت مبالغی را دریافت نمودم، آیا وزارت اطلاعات و فرهنگ به عنوان حامی نویسندگان از جانب حکومت تا هنوز ده جلد کتاب از ما خریداری نمودند؟

نویسندگان تا هنوز مورد بی‌مِهری حکومت قرار دارند؛ سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ بلا فاصله گفت: قرار است به زودی قانونِ پاس شود که وزارت ۴۰۰ نسخه کتاب مولفین را خریداری نمایند، در آینده اولین اثر شما توسط وزارت اطلاعات و فرهنگ به عنوان حمایت از نویسندگان خریداری می‌شود.

در جلسه‌ی بعدی که دو باره از سوی وزارت اطلاعات و فرهنگ تشکیل شده بود، من در صحبت‌هایم اظهار نمودم: «… راجع به کتاب «ثابت قدم» کمیسیون هر فیصله‌ای نمودند قبول دارم، اما در باره‌ی مخالفان همانگونه که نام خاطراتم «ثابت قدم» است، ذره‌ای از موضع خود عقب نیشنی نمی‌کنم، اگر به دفاع نیاز بود، من در مراجع عدلی و قضایی و نهادهای اجرایی کشوری و بین‌المللی به اهانت و تهمت‌ها اقدام می‌نمایم که مربوط به خودم هست و اما تقاضای من از شما این‌که از حیثیت و اقتدار این اداره و کمیسیون صیانت شود، عاملین جنایات وقتی به وزارت اطلاعات و فرهنگ می¬آید، به جای پیگیری از درج شکایات خودشان، در تالار بین‌المللی مطبوعات وزارت تصاویر شخصیتها را می‌بیند و آنجا عکس یادگاری می‌گیرد، بعد در صفحه‌ی فیسبوک خود می‌نویسد جای تصویر قومندانان دهه‌ی هفتاد خالیست، بعد عده‌ی در کامنت‌ها به هیئت رهبری وزارت فحش و دشنام نثار می‌کنند و با تمجید از خلاقیت منگول، این اداره را فاشیستی می‌خوانند.

چرا بجای تصاویر جنایت کاران جنگی، تصاویر شخصیت‌های علمی که در این کشور مصدر خدمات فراوانی دینی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شدند، تالار مطبوعات مزین فوتوی آن‌ها نشود و از همین چنداول عکس علامه سید محمد کاظم بلبل که با حافظ و سعدی پهلو می‌زد در این مرکز فرهنگی و کلتوری نصب نباشد که تصاویر عاملان جنایات جنگی را بگذارند؛ کمیسیون از من به عنوان نویسنده دفاع نکند و حد اقل اینگونه تبلیغات و دروغ‌ها را تکذیب و با این گفته‌ها با رئیس و اعضای کمیسیون خدا حافظی نمودم.

اما پس از هفته¬ها کمیسیون به ریاست و امضای طاهر زهیر محتوای کتاب «ثابت قدم» را از حقایق و رُخ‌دادهای تاریخ شفاهی خواند و من نیز از زحمایت و تلاش های رئیس و اعضای «کمیسیون بررسی شکایات و تخلفات رسانه ای» قدر دانی و سپاسگذاری نمودم.

کتاب «ثابت قدم» کم‌ترین زمان در محافل سیاسی، رسانه‌های جمعی و شبکه‌های اجتماعی مورد استقبال کم نظیر محققین و اهل مطالعه قرار گرفت و این اثر در بازار کتاب نایاب و بارها از سوی علاقمندان تاریخ شفاهی افغانستان تقاضای تجدید چاپ شد، نگارنده با اصلاحات و اضافات ضروری پس از دو سال، اینک آن را آماده‌ی چاپ دوم نمودم.

با احترام / سید جعفر عادلی حسینی / ۲۷ جدی ۱۴۰۲ خورشیدی

شهر برلین، پایتخت جرمنی به مناسبت سومین سالیاد رونمایی ثابت قدم

پیوست:

۱. هرچند چهره‌های پُشت صحنه که رهبران فراری بودند، با تحریک افراد معلوم الحال در داخل و خارج کشور با تمام توان این‌گونه فراخوان صادر نمودند: «هرکسی در باره نویسنده کتاب«ثابت قدم» شکایت دارند، درِ ثارنوالی به روی شان باز است…»، محمد حسین فیاض جهت تحریک وندی‌ها به کابل سفرنمود، قومندان امان هزاره و دیگر وندی‌ها در خارج از افغانستان لایو گرفتند و صندوق اعانه به حمایت از شاکیان برای وکلای دعوا ایجاد نمودند؛ در پیوند با این حرکت، حامیان به اصطلاح مقاومت دهه‌ی هفتاد غرب کابل از سرا سر جهان، به صندوق ایجاد شده اعانت مالی نمودند، جعفرعطایی از کشور انگلستان وعده سپرد که حاضر است در این مورد پول خرج کند و نوشت: «یکی را باید بایکوت کرد و دیگری را باید نماد و شاخصه ساخت.»