۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » افغانستان » خاطره
  • شناسه : 1034
  • ۰۲ سنبله ۱۳۹۶ - ۱۷:۳۸
  • 170 بازدید
دره غوربند تا بامیان و میدان
سفر در جاده‌های مرگ

سفر در جاده‌های مرگ

(راه‌های ناهموار و نا امن ولایات پروان، بامیان و میدان و ردک) سیزده سال قبل با حضور جامعه جهانی در افغانستان، این جانب از جمهوری اسلامی ایران  به کابل آمدم، اطلاع یافتم که برادر بزرگم مرحوم حجت الاسلام سید گل آقا حسنی بتاریخ ۲ جدی ۱۳۸۳ خورشیدی در سن ۵۵ سالگی در شهر قم دار […]

(راه‌های ناهموار و نا امن ولایات پروان، بامیان و میدان و ردک)

سیزده سال قبل با حضور جامعه جهانی در افغانستان، این جانب از جمهوری اسلامی ایران  به کابل آمدم، اطلاع یافتم که برادر بزرگم مرحوم حجت الاسلام سید گل آقا حسنی بتاریخ ۲ جدی ۱۳۸۳ خورشیدی در سن ۵۵ سالگی در شهر قم دار فانی را وداع گفت(۱) و به همین مناسبت ۲۵ جدی ۱۳۸۳ مجلس ترحیم و یاد بود آن مرحوم با شرکت شخصیت های علمی، سیاسی، فرهنگی و متنفذین قومی در مسجد جامع جمال مینه کارته سخی کابل برگزار و در ماه دلو (زمستان ۱۳۸۳  خورشیدی) به مناسبت فوق دومین سفرم پس از ازدواج(۲) به مرکز بهسود همراه اعضای خانواده از راه‌های ناهموار و نا امن ولایات پروان، بامیان و میدان وردک داشتیم.

ولسوالی جلریز ولایت میدان وردک، یکی از شاهراه هایی است که مناطق مرکزى (بامیان، غور و دایکندی) را به کابل وصل می سازد؛ این شاهراه در سال های اخیر  به شدت نا امن و منجر به تلفات افراد ملکى شده و این قربانیان، مسافرین ولسوالی های بهسودین میدان وردک، ولایات بامیان، دایکندی و غوربودند که از این مسیر به کابل و بالعکس، عبور و مرور داشتند.

این نا امنى ها از سه کیلومتری مرکز ولایت میدان وردک، تا بازارجلریز در حدود بیست کیلومتری شمال غرب این ولایت، به صورت متداوم اتفاق افتاده و اکثر این کشته شده گان، ماموران دولتی و مردم عادی توسط افراد نا شناس بنام طالبان از موترهای شان پایین، تیرباران و یا سربریده شده اند و شهروندان مناطق مرکزی از این شاهراه، با ترس و هراس رفت و آمد می کنند و نیز گاها موتر های افراد مسئول و حتی مسافران عادی به اثر ماین ریموت کنترول در این مسیر باعث تخریب جاده، کشته و زخمی شدن اطفال، زن و مرد می گردد و دره میدان با فاصله اندک اما به شدت نا امن و پر خطر، تا جایی که مسافرین تا زمانی که از دره میدان عبور نکرده باشند، هیچ اطمینان و امیدی به زنده ماندن ندارند.

از سوی دیگر نا امنی در ولسوالى هاى شینوارى و سیاه گرد درۀ غوربند که مسیر مسافران به مناطق مرکزی منتهی می گردد، نیز از چند سال بدینسو خوب نبوده؛ موترهاى اکمالاتى آیساف، نیروهای امنیتی و پولیس و افراد ملکی در این مسیر  نیز به آتش کشیده شده و تعدادى از ماموران دولت و موسسات خارجى در مناطق مرکزی که در کابل خانه دارند، از رفتن  به آغوش خانواده هاى خود، حتی در اعیاد اسلامی نیز محروم شدند.

از چند سال به این طرف، مسافرین در شاهراه میدان – بامیان و همین طور دره غوربند، قربانی های زیادی داده اند و شماری از مسافرین مناطق مرکزی که به کابل و یا برعکس آن سفر می کنند؛ از مسیرهای دره غوربند ولایت پروان و میدان شهر ولایت میدان وردک در  اثر نا امنی جان هایش شان در خطر است، چند ماه قبل تعداد از مسافرین که از کابل عازم حصه اول بهسود بودند،  موتر حامل شان در دره میدان از طرف افراد نا شناس متوقف و آنان مورد تلاشی و بارپرسی قرار گرفته و سارقین بعد از تهدید کردن، پول نقد،  موبایل و ساعت سید عبدالواحد حسینی از بستگان و تعداد مسافرین را نیز گرفتند.

انتخاب یکی از دو مسیر نا امن

از مدتی بدینسو تصمیم گرفتم که با استفاده از فرصت تعطیلات تابستانی همراه خانواده به سیاحت در مناطق مرکزی و زیارت اهل قبور به مرکز بهسود بروم، نزدیک ترین مسیری که ولایت های مرکزی افغانستان را به کابل، پایتخت، وصل می کند راه میدان وردک است. اما دوستان مشوره دادند که به دلیل نا امنی ها و تهدیدات که در مسیر میدان وردک وجود دارد، ناگزیر  از مسیر ولایت پروان به ولایت های  بامیان و میدان سفر نماییم؛ در انتخاب یکی از دو مسیر نا امن متوسل به استخاره شدیم، حجت الاسلام والمسلمین موسوی نژاد ساکن در ولایت هرات تلفنی استخاره نموده و گفت مسیر دره غوربند به بامیان و بهسود بهتر  خواهد بود، این در حالی است که ولسوالی های شینواری و سیاه گرد در ولایت پروان نیز نا امن و دره غوربند چند سال قبل که سترجنرال مرحوم سید حسین انوری را  در ولایات مناطق مرکزی و پروان همراهی می نمودم، پس از سخنرانی که نگارنده و مرحوم آقای انوری در مسجد نوید شیخ علی داشتیم و در مسیر بازگشت مان به ولسوالی سیاه گرد در کمین افراد مسلح قرار گرفتیم و پس از نیم ساعت در گیری و زخمی شدن چند تن از گارد امنیتی مرحوم انوری از آن منطقه عبور نمودیم و با آنکه رهبران حکومت وحدت ملی در دوران مبارزات انتخابات ریاست جمهوری برای مردم وعده داده بودند تا امنیت مسیرهای مواصلاتی را تأمین کنند؛ اما با گذشت چند سال، رفت و آمد یک شهروند عادی نیز از این مسیرها دشوارتر شده است.

ولسوالی غوربند یکی از ولسوالی پر نفوس ولایت پروان و این ولسوالی تقریباً نصف ولایت پروان را از نظر مساحت و نفوس تشکیل می‌دهد و قبل از افتتاح تونل سالنگ این دره، شمال را به جنوب وصل می نمود و تمام کاروان‌های تجارتی از این دره می گذشتند، اما بعد از افتتاح تونل سالنگ از شهرت این راه کاسته شد.

بتاریخ ۲۵ اسد ۱۳۹۶ خورشیدی پس از اقامه نماز صبح روز چهار شنبه از منطقه سرکاریز غرب کابل از مسیر باغ بالا به گردنه خیر خانه و منطقه شمالی وارد دره زیبا و سر سبز غوربند شدیم، هرچند در نزدیکی ولسوالی سیاه گرد که دره فره گرد غوربند از جاده اصلی جدا می شود، لحظاتی را برای چک و هواگیری موتر توقف نمودیم، این دره فرعی که بنام سید های فره گرد غوربند شهرت دارند، سلسله نصب شان به میر عبدالصمد ولی پسر کوچک میر سید علی یخسوز می رسد. آرامگاه میر عبدالصمد ولی در قریه بالاحصار دره سیدان که بطرف جنوب بازار ولسوالی سیاگرد غوربند به فاصله تقریباً ۱۳ کیلومتر موقعیت دارد و زیارتگاه خاص و عام می باشد و مردمان محل کرامات زیادی از این سید بزرگوار نقل می کنند. سادات دره سیدان در زمان انقلاب اسلامی افغانستان در دوران  جهاد علیه رژیم کمونیستی و اتحاد شوری سابق حضور فعال وار زنده داشتند،  با وجود اینکه آنها در اقلیت قرار داشتند ولی نقش رهبری جهاد در منطقه عهده دار بودند.

از کابل تا دو آب غوربند که مسیرهای لولنج، دره ترکمن و قُل خویش بهسود به سمت چپ دره جدا شده و ما مسیر مان به سوی شیخ علی مرز بین دو ولایت بامیان و پروان که شاهراه اصلی بامیان از شیخ‌علی می‌گذرد، ادامه دادیم، مردم آن دیار مهمان نواز و تابستان محل رفت آمد زیاد می‌باشد.

از آنجاییکه راه بامیان از این منطقه به بعد  امن می باشد، دریوری را از دو آب غوربند تا بامیان، بهسود و بالعکس تا کابل فرزندم سید محمد رضا(عرفان) عهده دار گردید. این دره سر سبز از منطقه شیخ علی تا به کوتل شیبر، علاوه بر سر سبزی، باغ های زرد آلو، بادام، سیب، انگور و… بر زیبایی این دره کوهستانی افزوده است. دره شیخعلی زمستان سرد و تابستان معتدل و بسیار زیبا و دلنواز دارد. سرشاخه دریای غوربند از شیخعلی سر چشمه می‌گیرد که آب آن بسیار زلال معروف و معدنی است.

شخصیت­های مهم و مطرح این سرزمین عبارتند از: سترجنرال فقید سید حسین انوری، مرحوم فرقه اسحاق­ خان، مرحوم شیخ علام­ حیدر­ اسدی(معروف به شیخ آخوند)، مرحوم استاد عیسی­ خان، جنرال حاجی محمد­عوض­ حسینی، حاجی خادم­ حسین­ خدایار، انجینر ضمیر، محمد امان امینی، محب علی رضایی و شخصیت های فرهنگی این سرزمین عبارتند از: سید ابوالحسن عادلی، معلم اکبر، استاد پویا، استاد عنابی، استاد جعفری….

مهمترین مراکز تعلیمی اسلامی در این ولسوالی عبارتند از: مدرسه امام جعفرصادق(ع) و مدرسه مرحوم استاد عیسی خان.

این ولسوالی دارای یک دارلمعلمین و حدود ده لیسه است که برخی از آنها عبارتند از: لیسه نوی، لیسه امام مهدی، لیسه ابوبکر صدیق، لیسه دهن جرف، لیسه کامله شهید و لیسه قمر بنی هاشم. در این ولسوالی یک شفاخانه معالجوی  بیست بیستر واقع در دهن جرف، تأسیس شده که از نظر امکانات در ولایت پروان، کم­ نظیر است.

یکى از شاخه‏هاى سادات مشهور ولایت پروان سادات نوید شیخ على‏مى باشند، آن‏ها از اعقاب سیّداسحاق ابن سیّدشاه اسلام ابن سیّدیحیى (شاه قلندر) هستند ویکی دیگر از تیره های سادات شیخ علی، سادات موسوی هستند که بیش از دهها خانوار در منطقه خوجکه و ولنگگ سکونت  دارند، آنها اصالتا از اعقاب میر سید علی یخسوز می باشند.

حدود یک ساعت در منطقه نوید که اکثرا سادات حسینی هستند، منزل سترجنرال مرحوم سید حسین انوری توقف نمودیم و بعد به مسیر مان ادامه داده و ساعت ۱۰ قبل از ظهر به مرکز ولایت بامیان رسیدیم.(۳)

در شهر بامیان ابتداء به زیارت امام زاده میرسید علی یخسوز، امام زاده میرهاشم، شهید سید محمد علی مشهور به لَم لَم مشرف و نیز بازدید از آثار باستانی و از جمله مجسمه بت مشهور بامیان نمودیم.

مردم ساکنان اصلی این ولایت را مردم تشیع  تشکیل میدهد که البته حدود ۵ در صد دیگر تاجیک نیز می باشد؛ ولایت بامیان در ۱۹۰ کیلومتری شمال غرب کابل و در دامنه شمالی سلسله جبال(بابا) قرار دارد. این سرزمین جزء مرتفع ترین نواحی مرکز افغانستان محسوب می‌شود.وجود صدها اثر باستانی و تاریخی بویژه (جای خالی) دو مجسمه غول پیکر(صلصال) با ۵۳ متر ارتفاع و (شهمامه) با ارتفاع ۳۵ متر و با قدمت ۲۸۰۰ ساله توجه هزاران توریست و جهانگرد را به خود جلب می نماید واز اقصی نقاط جهان سیاحان را به سوی این دیار رهنمون می شود.

دو کوه مشهور بامیان که عبارت است از کوه بابا  و شاخه ای از هندوکش از شرق به غرب، وادی بامیان را تشکیل می دهد که قله بلند شاه فولادی بلند ترین قله کوه بابا در جنوب وادی بامیان واقع شده است که آب ریزه این قلعه بلند پربرف بابا بسیاری زمین های بامیان را آبیاری می سازد که سفیدی برف قله های کوه بابا و طراوت و سرسبزی دره بامیان به علاوه تپه خرمن گونه شهر غلغله در وسط دره بامیان با گنبد های نیمه ویران ویک مسجد گنبد ساز نیمه ویران در کنار همین شهر باستانی ویران شده توسط چنگیزخان و همچنان مجسمه های سی متره و پنجاه و دو متره بودای بامیان که پشت به کوه هندوکش داده است که بیست قرن است حوادث گوناگون این خطه را نظاره دارد،  در کنار رود خانه بامیان در بین این دو آثار باستانی(غلغه و بودا) منظره ای دیگری از چنارهای کهن  وحیات گلی و نیمه ویران وبیرق های سبز رنگ مرقد میر سید علی یخسوز از سلاله امام موسی کاظم(ع)  توجه را به خود جلب می کند که زیارتگاه هزاران مسلمان از تمام ولایات کشور در آنجا جمع شده و به این سید بزگوار عرض ارادت دارند و به روان یخسوز ولی آیات قرآن کریم اتحاف و هدیه می کنند.

از اولاد میر سید علی یخسوز در بامیان حدود یک هزار خانوار زندگی می کنند، تمام نفوس مرکز بامیان را به چهار کود تقسیم می کنند که عبارتند از: شهیدان، فولادی، مرکز  و سادات (که بنام کود سادات) یاد می شوند.

در دوره اشغال افغانستان توسط شوروی سابق در جهاد مردم افغانستان سادات در کنار جهادگران کشورش شخصیت های پرچمدار و سنگرسازان نامداری بودند که کارنامه های خوبی از خود به جاگذاشته اند، در ۱۲ ثور ۱۳۵۸ خورشیدی که آغاز گر جهاد سید محمد علی از سادات سلیج یکاولنگ مشهور به سید لم لم به لشکر تحت امر خود از جهاد گران یکاولنگ همراه با سید حسن فاتح از سادات بام سرای بامیان، وارد این ولایت شدند و در مدت کم بامیان را فتح نمودند و بعدا توسط نیروی خلقی ها شکست خوردند، هفتصد و پنجاه نفر از مجاهدین بامیان و دایکندی در این جنگ به شهادت رسیدند وشهید لم لم دریکه ولنگ عقب نشینی نموده دو باره با فراخواند تمام  مجاهدین ولسوالی های بامیان تجدید قوا نمود و بار دیگر حکومت بامیان را در محاصره کرد که در این زمان شهید  لم لم در جنگ رویا روی با دشمن شهید و جنازه شهید لم لم را خلقی ها به موتر بسته و در بین بازار کشانده، بعد در بین دو مجسمه بودای بامیان زیر خاک نمودند، وقتی که بعد از یازده سال بامیان توسط مجاهدین فتح می شود، جنازه لم لم را پیدا کرد، در حالیکه ریسمان به پایش بسته و در وقت دفن، خون از بدنش جاری می شد و در همان مکان دفن گردیده است.

حدود ساعت ۱ بعد از ظهر به سمت پارک ملی بند امیر عازیم شدیم، همان گونه که در باره آثار باستانی ولایت بامیان،  از جمله مجسمه های  معروف بودا که  درمرکز آن ولایت  قرار دارد که در زمان حکومت طالبان منفجر شدند و یکی دیگری از جاذبه‌های توریستی این ولایت بند امیر واقع در ولسوالی یکاولنگ از دیگر جاذبه‌های توریستی به حساب می‌آید و اخیرا از سوی دولت به عنوان آثار ملی ثبت شده که  بند امیر شاید یکی از زیباترین مناظر طبیعی دنیا باشد.

بند امیر در ۷۵ کیلومتری شمال غرب ولایت بامیان و در ۳۴ کیلومتری و لسوالی یکاولنگ قرار دارد. ساحه پارک ملی بند امیر ۷۵۰۰۰ هکتار زمین را شامل می شود. ارتفاع ناحیه مذکور از سطح دریا ۲۹۰۹ متر است. که در طول البلد ۲۲-۱۱-۶۷ شرقی و عرضی البلد ۱۹-۴۹-۳۴ شمالی و در میان سلسله جبال هندوکش و بابا قرار دارد.

آب کوه های مرتفع و برفگیر اطراف به این دریاچه ها نفوذ می کند، و با محلول آهک و کلسیم کاربونت مخلوط گشته از دهانه خروجی جریان آب به شکل شیر آبی در می آید.جداره های اطراف که اکثراً از سنگ های رسوبی تشکیل یافته و بطور طبیعی ساختمان های بسیار زیبا و دیدنی را به وجود آورده که شکل کنونی این جداره ها جذابیت منظره مذکور را دو چندان کرده است.

در مرکز پارک ملی بند امیر شش سد کوچک و بزرگ وجود دارد به نام های: بند ذوالفقار،  بند پودینه، بند پنیر، بند هیبت، بند قنبر، و بند غلامان که به طور طبیعی در طول هم قرار دارد. آب هر یک از این سدهای طبیعی به پایین دره خود سرازیر می شود که در نتیجه چندین آبشار بسیار زیبا به وجود آورده است.

در داخل محدوده پارک ملی بیش از بیست قریه وجود دارد. در قسمت مرکزی پارک ملی و در منتهی الیه بند هیبت یک بنای تاریخی وجود دارد که قدمت آن به حدود صد سال می رسد معروف و مشهور به «مزار بند امیر» می باشد، در کنار بقعه مذکور آرامگاه چند تن ازبزرگان واجداد سادات قریه جاروب کشان قرار دارد.

مردم بومی که از اقصی نقاط کشور به منظور تفریح و زیارت به این جا می آیند، این زیارتگاه را مقدس شمرده و بعنوان قدمگاه مولا علی(ع) از خاک اطراف آن برای تبرک برداشته و از در دیوار آن طلب حاجت می کنند، هرچند که تابلوی حک شده سر در آن گویای حقیقت دیگری‌ است، در تابلوی سر در این بنا که از جنس گچ پخته و به صورت برجسته مکتوب گردیده است، جمله «مسجد شریف  امیر» به  خوبی پیداست. اما عوام الناس به این تابلوی توجه چندانی نداشته و احکام مسجد را کمتر در حق آن رعایت می کنند.

در سال های قبل از جنگ توریزم بعنوان یک منبع درآمد اقتصادی برای مردم منطقه محسوب می شد. جهان گردان و سیاحان که ابتدا برای دیدن دو مجسمه بزرگ شهر بامیان می آمدند و سپس جهت گردش تفریح  به بند امیر می آمدند.

با آغاز جهاد مردم مسلمان افغانستان علیه ارتش سرخ شوروی، بساط توریزم از این ناحیه بطور کلی برچیده شد و این وضع در دوران جنگ های داخلی احزاب و هم چنین در دوران حکومت طالبان ادامه داشت.پس از سقوط رژیم طالبان و روی کار آمدن دولت موقت هجده ماهه به ریاست آقای حامد کرزی، بند امیر سال به سال جمعیت افزونتری به خود جذب نموده و رونق بیشتر پیدا کرد. در دوران حکومت طالبان، مردم بند امیر با بحران های شدیدی روبرو شدند تا حدی که مردم منطقه ۹۵% شان راه مهاجرت در پیش گرفتند و ۵% دیگر نیز به کوه ها و درهّ های اطراف پناه بردند.

به دلیل استراتژی جغرافیای بندامیر و اشتیاق سرمایه داران خارج از منطقه به سرمایه گذاری در بند امیر و پلانهای متعددی که دولت در این ساحه در نظر دارد، مردم بندامیر در سال ۱۳۸۵ گرد هم آمده و یک شورای را تحت عنوان «شورای هماهنگی بندامیر» تأسیس و آن را در وزارت عدلیه افغانستان ثبت و راجستر کردند. شورای مذکور که افزون بر بیست قریه در آن عضو هستند، از زمان تأسیس تا کنون به سرپرستی حجت الاسلام سیدسکندر بلاغی مشغول فعالیت می باشد. طرح تأسیس مسجد جامع و مدرسه امیرالمومنین(ع) واقع در کنار بند غلامان و بند قنبر و در نزدیکی لیسه شهید محمودی به سرپرستی حجت الاسلام  والمسلمین حاج سیدمحمد واعظ از علمای صاحب نفوذ و متشخص منطقه وعضو شورای علمای سراسری افغانستان اداره می شود.

دو شبانه روز در بند امیر، در میهمان خانه سید طاهر،  حجت الاسلام آقای بلاغی و داکتر سید حسین واعظ زاده پذیرایی مفصلی نمودند که از میهمان نوازی این برادارن سپاسگذارم، همچنین در این سفر با شخصیت های معروف بند امیر و از جمله با حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای واعظ دیدار مفصل داشتیم و در موضوعات تاریخی و فرهنگی آن منطقه تبادل نظر صورت گرفت.

صبح روز شنبه ۲۸ اسد ۱۳۹۶ خورشیدی عازم ولایت میدان به مقصد مرکز بهسود شدیم؛ کنار دروازه خروجی بامیان(شش پل) مزین با تصاویر سید حسین انوری، عبدالعلی مزاری و احمدشاه مسعود می باشد، به دو راهی رسیدیم، مسیر مستقیم به کوتل شیبر، دره شکاری و دره غوربند و سمت راست به سوی کوتل آجه گگ و میدان وردک منتهی می گردد، در سمت راست دره شهرضحاک ماردوش، ویرانه های وسیعی است بالای تپه های سرخ رنگی به ارتفاع ۱۰۰ تا ۱۵۰ متر، واقع دردهانه دره پای موری درقسمت جنوب غربی شش پل، آب های گرم و سرد از عجایب اند، مردم عوام عقیده دارند که پایتخت ضحاک ماردوش همین جا بوده است.

به کوتل حاجی گک (یا آجه گک) در مجاورت ارتفاعات کوه‌های بابا،  میان شهر ضحاک ولایت بامیان و حصه اول بهسود ولایت میدان و در ۱۰۰ کیلومتری شمال غربی کابل  و درشرق ولایت بامیان رسیدم؛ تحقیقات اکتشافی در باره معدن حاجی گگ توسط کارشناسان خارجی انجام شده،  انگلیسی‌ها، آلمانی‌ها، فرانسوی‌ها و بالاخره روسها این منطقه را مورد مطالعه وارزیابی قرار داده‌اند. مهمترین تحقیقات را روسها تکمیل نموده که ذخیره احتمالی۱٫۸ میلیارد تن و فیصدی مقدار آهن #۶۲٪ اند وپلانهای استخراجی را نیز طراحی نمودند ولی متأسفانه به دلایل نا آرامی‌های سیاسی و نبود زیرساختها این معدن تا هم اکنون به مرحله استخراج نرسیده و قراراست دولت هند مبلغ چهارده میلیارد دالر را در معدن حاجی گک سرمایه‌گذاری نمایند وشرکت‌های هندی ساخت راه آهن از معدن حاجی گک تا بندر چابهار ایران را به عهده گرفته و معدن حاجی گک دارای سه ذخیره بزرگ است که دو ذخیره آن را گروپ هندی و آخری را شرکت کانادایی با دولت افغانستان غرض استخراج قرارداد نموده‌اند.کوتل آجه گگ از نظر اقلیمی نیز بسیار سرد و با توجه به این شرایط، تا کنون هیچ شرکتی برای باز نگهداشتن این مسیر اعلام آمادگی نکرده است.

۱۲ ظهر به دهن سیا سنگ ولایت میدان وردک رسیدیم؛ میدان وردک یکی از ولایات مرکزی افغانستان در شمال غرب کابل،  از طرف شمال به ولایت پروان و بامیان و در شرق ولایت کابل ولوگر واز جنوب به ولایت غزنی و همچنان از طرف غرب به ولایت تاریخی بامیان محدود شده است. میدان در ۷۰ کیلومتری غرب کابل موقعیت دارد که در قسمت جلریز به دو دره تقسیم می شود، یکی آن بنام دره سنگلاخ بطرف شمال غرب و دیگر بنام دره سرچشمه بطرف غرب جلریز و تا ولسوالی حصه اول و دوم بهسود امتداد دارد.

ولسوالی حصه اول بهسود شامل قرا و قصباتیست که طول آن از سرچشمه تا سرتاله تقریبا ۴۲ کیلومتر و عرض آن، از منطقه سیاسنگ تا دره کجاب تخمینا ۲۸ کیلومتر محاسبه شده است.

ولسوالی مرکزبهسود شامل قرا و قصباتیست که ساحه آن بین ۱۸ تا ۸۲ کیلومتر تخمین زده شده واین قرا خیلی پراکنده واقع شده و غالبا هرقریه و دِه، دربین یک دره که از پای آن چشمه های آب جاری سرازیرگردیده و زمین اطراف نواحی خود را تحت زراعت قرار داده توسعه پیدا نموده اند.

ولایت میدان وردک که در مسیر شاهراه مشهور کابل و قندهار قرار دارد، قبل از سال ۱۳۴۲ خورشیدی جز ولایت کابل بوده که مرکز آن بنام کوتی عشرو یاد می شد و فعلا  این ولایت دارای هشت ولسوالی است. از هشت ولسوالی، ولسوالی های حصه اول و مرکز بهسود، مختص به اهل تشیع بوده و ولسوالی های دایمرداد بشمول مرکز ولایت یعنی میدان شهر، مردم اهل تشیع از قوم هزاره، سادات، قزلباش وبیات  و اهل تسنن از قوم پشتون و تعداد کمی از قوم تاجک زندگی مشترک دارند و در سایر ولسوالی اکثرا پشتون نشین می باشند.

بهسود قسمت از مناطق سرد سیر کشور محسوب می شود که در فصل زمستان هوای سرد و برف گیر و در بهارو تابستان هوای معتدل ومناظر زیبا وسرسبز دارد؛ دره کجاب مشهورترین دره  سرسبز ودیدنی است که ازخود یک جُلگه و شرشره ها دارد که مسیر آن از قریه دهن اُوجَی به طرف دایمیرداد سرازیر می شود و این دریا چه به سرسبزی و طراوت کجاب افزایش میدهد.

منطقه بهسود پرنفوس ترین منطقه شیعه نشین در ولایت میدان وردک می باشد و حتی نسبت به بعضی ولایات دیگر مانند پکتیا  و پکتیکا از نگاه نفوس و ساحه  بزرگتر می باشد.

حصه اول بهسود، سیاپیتاب،کوتَل اونی، کوتَل خِرس خو، دایمیرداد، سیاه سنگ، قول خویش، قیرغوی، جوقول، آب دره … و حصه دوم بهسود را عمدتا از باد آسیاب، دره کجاب که از قرات خربید، پیستی، دهن گرماب، قلعه سید تیمور، قَرخَتَک، سبزدرخت، تربلاق، گیرو روزی، بابه، سرخ قلعه، گنبذی، اوغجم، گیرو قلعه، پیتاب قلعه، دهن و آب اوجی، بوم، بغداد، قلعه کابلی، سرتوب، راقولَک، هشت درخت، سنگ شانده، قره قول، اژدر و… تشکیل می دهد و در این ولسوالی ها بسیار از شخصیت های علمی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی اظهار وجود نمودند.

لحظاتی را نزدیکی قریه گردن دیوار سیا سنگ، محل زیست حجج اسلام؛ مرحوم سیّد عادل حسین مشفق و شهید سید محمد مشفق از علماء و رجال برجسته و سیاسى دوران جهادتوقف نمودیم و از آنجا مسیر مان را به سوی قُل سید آب دره ادامه دادیم.

در قلعه سیّد آب دره، محل زیست حجج اسلام مرحوم سیّد خادم حسین کربلایى، اهل منبر و تبلیغ بود که با تأسیس تکیه خانه «خاک سنگى» مصدر خدمات فراوان دینى در نواحى آن منطقه گردید. در میان مریدانش مشهور است که سیّد در تسخیر اجنّه و در علوم غریبه از قدرت و توانایى بالا برخور دار بوده است. همچنین فرزندش حاج سیّد شاه میرزا نیز همانند پدربزرگوارش داراى روحیه خدمت بوده و حجت الاسلام شهید سید عبدالعظیم کربلایی، سید محمد عیسی، سید ناصر، سید عبدالحمید مجاهد و سید هادی رضایی نیز از همین تیره می باشند.

یک شبانه روز در قُل سید، حجت الاسلام مجاهد و فرزندش سید عبدالواحد با ذبح بُزغاله و دعوت بزرگان اهالی قل سید میهمان نوازی نمودند؛ صبح روز یکشنبه عازم مرکز بهسود زادگاهم گردیدم، به زیارت اهل قبور و از جمله؛ حجت الاسلام مرحوم سیّدآقاحسن حسینى و حجت الاسلام مرحوم سید آقاسعید پدر کلانم گردیدم. مرحوم سید آقاحسن حسینی در قریه سبزدرخت کجاب متولد و در باد آسیاب زیست نمود و او یکی از شخصیت های سر شناس و با نفوذ بهسود، مخصوصا در مناطق کجاب و باد آسیاب به شمار می رفت که برای تامین عدالت اجتماعی در مقابل مظالم حکام، کوچی ها و برخی خوانین مستبد وقت مبارزه کرد و همزمان با تجاوز ارتش شوروی سابق به این کشور همگام با مجاهدان به دفاع پرداخت. سرانجام  به تاریخ ۲۹ ثور ۱۳۷۵ خورشیدی(برابر با ۲۹ ذیحجه ۱۴۱۶ هجری قمری) در سن ۸۵ سالگى در مرکز بهسود دار فانى را وداع گفت.

اولین بار مرحوم سیدآقاحسن در آوان جوانی با پدرش سید آقاسعید سال ۱۳۰۵ در منطقه باد آسیاب ساکن  می شوند، سید آقاسعید از سادات پرهیزگار و بلند اندیش زمان خود و مورد احترام مومنین که از جایگاه و پایگاه اجتماعی خوب برخور دار بود و این موقعیت باعث حسادت برخی افراد خودخواه و جاطلب که با دامن زدن به اختلافات به بهانه های مختلف می گردد.

از آنجاییکه  جدم مرحوم سید آقاسعید، در کجاب  زمین زراعتی کم داشت و در آن زمان زندگی مردم از طریق کشاورزی تأمین می گردید، وی در سال ۱۳۰۴ سیزده قطعه زمین در منطقه باد آسیاب واقع مرکز بهسود خریداری می نماید مرحوم سیدآقاحسن حسینی سال ۱۳۰۵ خورشیدی، در آوان جوانی با پدربزرگوارش سید آقاسعید در منطقه باد آسیاب ساکن  شدند و در بهار  سال  ۱۳۲۷ خورشیدی به اشتراک پنج نفر، هریک مرحوم حجت الاسلام سید آقاسعید، مرحوم جمعه خان کربلایی، مرحوم مرادعلی، مرحوم پاینده محمد و مرحوم سلطان علی، قلعه بزرگی را تهداب و تا آخر همان سال به اتمام رسانیدند، بلند ترین برج این قلعه مربوط به مرحوم سید آقاحسن حسینی هست  و در آغاز جهاد، مجاهدین از همین منطقه شب ها آماده عملیات برای آزاد سازی مرکز بهسود شدند و تا هم اکنون قسمتی آن قلعه در اختیار فرزندان و نوه های مرحوم سید آقاحسن حسینی می باشند.(۴) این قلعه خاطرات زیادی از آغاز قیام های مردمی، شهدای نخستین روزهای جهاد و تحولات جنگهای خانمانسوز داخیلی را با خود دارد.

در مسیر راه بعد از ورود به منطقه باد آسیاب و بازدید از مکاتب سبز درخت باد آسیاب و دشت باد آسیاب داشتیم، کمی  در سبز درخت توقف نمودیم، در آنجا پسر و دختر تا صنف ۶ ابتدایی درس می خواندند، کمی فوتبال نمودیم، در دوران که ما تحصیل می نودیم، آن زمان  فوتبال رسم نبود، بچه ها ساعات و رزش شان را والیبال می نمودند، از مکتب سبز درخت با فاصله حدود یک کلیومتر به لیسه دشت باد آسیاب رسیدیم، من تحصیلات ابتدایی ام را آنجام سپری نمودم و از این مکتب خاطرات زیادی دارم؛ خوب بخاطر دارم که سال ۱۳۵۵ خورشیدی هنوز ۷ سالگى را تکمیل ننموده بودم پدرم مرا به مکتب «دشت بادآسیاب» شامل نمود، با آنکه عده از مردم وقتى که فرزندان شان را به مکتب جلب مى‏کردند، از اول صبح تا عصر، از انظار در بُرج‏ها و… مخفى نگه داشته و یا با پرداخت رشوه فرزندان خود را از رفتن به مکتب باز مى‏داشتند.

سال ۱۳۵۸ خورشیدی من صنف چهارم مکتب بودم، که انقلابیون قدرت را به دست گرفتند، با آغاز قیام وخیزش عمومى علیه دولت کمونیستى، علاوه بر مشکلات متعدد جامعه آن جا، یکى دیگرى از گرفتاریها، مشکلات آموزش و تعلیم متعلمین مکاتب دولتى بود و پس از آن با تعطیل شدن مکاتب دولتی اکثر بچه ها بدون سر نوشت بسر مى‏بردند.

هم اکنون مکاتب این ولسوالى به روى شاگردان باز ، پسران و دختران درس می خوانند و اما برای برخی مناطق، شاگردان  نزدیک یک ساعت فاصله را تا رسیدن به این مکاتب طی می کنند، سبز درخت باد آسیاب مکتب ابتدایی و در دشت باد آسیاب تا صنف ۱۲ سال ۱۳۸۹ خورشیدی توسط جمهوری اسلامی ایران احداث و در سال ۱۳۹۱ خورشیدی رسما به فعالیت آغاز نموده است.

ورود به محیط پیدایش و کودکى

بنابر آن چه در منابع تاریخى و نسب نامه‏ى خانوادگى ما آمده است، اجدادم در طول تاریخ، جابه جایى‏ها و مهاجرت‏هاى گسترده داشته‏اند؛ نهایتا به نقطه‏ى مرکزى، یا همان «هزاره جات» امروزى رسیدند. جدّم سیّدآقا سعید که به تقوا و پاکیزگى مشهور بود باچهار فاصله به سیّد شاه علی مردان(مشهور به آقاى بزرگ) اجداد سادات سبز درخت کجاب و از دود مان امام زاده سیّدیحیى (مشهور به شاه قلندر) مى‏رسد؛ من در سال ۱۳۸۲ خورشیدی مزار سیّد شاه علی مردان را در دره زیباى کجاب سُفلى دیدم که داراى هدیره‏ى محقر سنگى به دور خود بود. شکسته‏اى از لوحه سنگ سیاه رنگ او از اثر کثرت استلام حاجت مندان صاف وپرچرب شده و تکه‏هاى دیگر آن را برخى شیفتگان و مریدان آن بزرگوار، من باب تبرک بر قبور اموات شان گذاشته که حتى من تاریخ وفات سیّد شاه علی مردان را پیدا نتوانستم. این مزار در جنوب جُلگه، بالاتر از درختان سر به فلک کشیده‏ى چنار، بغل تپه، در وسط گورستان عمومى قرار دارد، سالیان متمادى است که قبر شریف سیّد شاه علی مردان و فرزندانش، از جهت ظهور کرامات، زیارت و تفرج گاه مؤمنین مى‏باشند.

سیّد آقاسعید و یگانه فرزندش سیّد آقاحسن از کجاب به باد آسیاب مى‏کوچند، اراضى که اکنون متعلق به ما است، از جمله میراث آن ها مى‏باشند. دیگر میراث سیدآقاسعید چند جلد کتاب و بیاض بسیار کهنه و رنگ باخته با جلدهاى  چرمى بود که هر کدام حاوى تاریخ انبیا(ع) پیامبر گرامی اسلام(ص) و خاندان آن حضرت، معارف دینی و مذهبی، دعا و روضه مى‏باشد. سیّد آقاسعید در زمان حیات خود مرجع عموم مردم بوده تاجاییکه اهل علم و عوام النّاس منطقه از کراماتى او حکایاتى دارند. مرحوم پدرم، سیّد آقاحسن با دختر عمویش صبیه‏اى شخصیت پارسا و درد آشنا، حجت الاسلام والمسلمین مرحوم سیّدمحمد سرور کربلایى، که از بزرگان سادات سبز درخت کجاب سُفلى بود از دواج مى‏نماید(۵) که نتیجه این ازدواج هفت اولاد(۶) مى باشد.

من در باد آسیاب بهسود، سال ۱۳۴۹ خورشیدی پا بر زمین نهاده ام. محل هبوط من دهکده‏ى کوچک ۱۵ خانوارى به نام «کوته خاله» بوده که در ابتداى دشت واقع شده و این دشت به وسیله‏ى کوهها وگردنه‏هاى سخت وصعب العبور احاطه شده، و هواى سرد و کوهستانى دارد.(۷) هوا درفصل پاییز آن قدر سرد وخشک مى‏شد که دست و پا وصورت ما به کلى مى‏ترکید وازترک‏ها خون بیرون مى‏زد، وقتى دست وصورت مان را به آب مى زدیم، باید ساعتى، سوزش بسیار شدیدى راتحمل مى‏کردیم. مراسم اعیاد اسلامى و نوروز باستانى در آنجا یکسان و همگونى انجام میابند که مهمترین این مراسم و تشریفات شامل این فقرات مى‏شوند:

۱ .  دوشب مانده به عید را «عید مردگان» مى‏نامند، در این اهالى قریه، نذورات شان را به خانه‏ها تقسیم (خانه بخشى) نموده و هر فامل بقدر توان، بادادن خیرات، مسئول رضایت مندى مردگان خود مى‏باشند.

۲ . شب عید را «عید زندگان» مى‏گویند، در این شب اهالى قریه طبق رسم و رواج معمول نذورات پخته شده شان را به خانه ریش سفید قریه آورده و بعد از صرف غذا، میزبان با دعاى خیر در حق حاضرین، جلسه با خواندن فاتحه جهت شادى روح گذشتگان پایان مى‏یابد.(۸)

۳ . روز عید همه در منزل ریش سفید آمده و دست جمعى عید نموده آن وقت ریش سفید به آنها اجازه داده تا خانه به خانه عیدى بروند. بزرگداشت از اعیاد در زمستان بسیار سخت بود.

البته فرهنگ و عنعنات مختلف شامل سنین مختلف افراد جامعه از اطفال گرفته تا کهنسالان و برخی ها خیلی جذاب وجود دارد که در این نوشتار ممکن نیست به آن اشاره شود که در کتاب خاطراتم تفصیلا به همه موارد پرداخته شده است.

بیشتر از باشندگان این ولسوالی مصروف زراعت اند و زندگى اکثریت خانواده ها از این طریق تامین و زمین هاى این منطقه از دریاها، کاریز و چشمه ها آبیارى می شود.گندم، کچالو، جواری، لوبیا ، پیاز و حبوبات دیگر از محصولات زراعتى مرکز بهسود است و شمارى از باشندگان این ولسوالی فارم هاى زنبورعسل نیز دارد، در برخی مناطق معادن طبیعی نیز وجود دارد و یا ممکن در آیند نیز معادن دیگری کشف خواهد شد.

همزمان با ورود مان به قریه، برادر بزرگم سید جان آقا احسانی بُزی را به رسم پذیرایی ذبح و شب با حضور بزرگان هر خانواده قریه میزبانی نمایند، بعد از ظهر کمی استراحت و با خواندن فاتحه به کسانیکه تازه وفات نموده بودند، تصمیم گرفتیم که به دره کجاب و زیارت امام زاده شاه سالم(شیرسُرخ) برویم. از زادگاه تا محل زیست آبایی ام(سبزدرخت کجاب) حدود یک ساعت از دشت لادو، منطقه غوچی و دره چپ قُلک به دره کجاب همراه موتر سیکل سید عبدالواحد و موتر کرولا شخصی ام طی می نمودیم. خاطرات مهاجرت در مغارهاى کوههای دشت لادو در ذهنم تکرار شد، بعد از آن که مرکز بهسود بعنوان یک منطقه‏اى کاملاً جنگى و نظامى مبدل شد، شب و روز مردم آرامش نداشتند، هلی کوپترهاى جنگى دشمن، جهت تعقیب و جستجوى شورشیان بود، حتى افراد ملکى در امان نبودند ومورد حمله قرار مى‏گرفتند و هرلحظه أش انسان را مرگ تهدید مى‏کرد. یکى از شب‏ها فامیل ما و برخى ازهمسایگان تصمیم گرفتند که چند روزى را درمغاره‏هاى کوه بگذرانیم تا وضعیت معلوم گردد. هرخانواده چند رأس حیوان را جهت انتقال وسائل مورد نیاز اولیه باخودشان گرفتند و بصورت پراکنده به سوى جنوب شرق منطقه مان  حرکت کردیم. این مهاجرت را در مغاره‏ى گذراندیم که در کنار راه عمومى باد آسیاب و کجاب و در مسیر یک دشت طولانى و پوشیده از سنگلاخ هابه نام «لادو» قرار داشت. وقتى که نیروى نظامى دشمن از مرکز بهسود شکست خورد همه به خانه‏هاى مان بازگشتیم…

این دشت میان بادآسیاب و کجاب قرار دارد، با ورود به دره کجاب ابتداء جهت اتحاف دعا به ارواح گذشتگان و جدم مرحوم حجت الاسلام والمسلمین سید سرور کربلایی که در کنار تکیه خانه سبز درخت کجاب دفن است ساعتی را از مسجد، منبر و منازل مسکونی آیات و حجج اسلام؛ سید محمد تقی وحیدی، سید مهدی عالم، کربلایی سید محمد انور عارف، سید جعفرصالحی، سید محمد باقر ذکی و…  دیدن نمودیم.(۹)

«سادات سبزدرخت» (کجاب سُفلى) از دیگر شاخه‏هاى مهم «سادات خربید» مى‏باشند، آن‏ها فرزندان سیّد میرزاحسین هستند، ازجمله شخصیت‏هاى مشهور این تیره سیّد شاه على حسن مشهور به سیّد وکیل می باشد که  حدود هفتاد سال قبل یکى از نواده‏گان مرحوم سیّد شاه على حسن (حجت الاسلام والمسلمین سیّد محمد سرور کربلایى) در فاصله‏ى ۲۰۰ مترى آن بالاى زمین شخصى خویش به تأسیس تکیه خانه‏ى بزرگترى اقدام نمود، متأسفانه هم اکنون تکیه خانه‏ى قدیمى از نظر افتاده و به مخروبه تبدیل گردیده است.(۱۰) همین در این فرصت احوال گیری از سید عوض روحا و سید مجید صالحی داشتیم و آنجا را به قصد زیارت سیّد شاه سالم معروف به شیرسُرخ، فرزند سیّد شاه اسلام  و فرزند امام زاده یحیی‏ مشهور به شاه قلندر که در دره کجاب دفن و جزو قبور محترم و مورد توجه زیاد مخلصین قرار دارد و در مناسبتهای مذهبی و حتی‏ جهت رفع مشکلات به او توسل می‏جویند و در کنار آرامگاهش نذر می‏نمایند و امام زاده شاه سالم  را صاحب کرامات می دانند، این مرقد شریف در بالای تپه ای قرار دارد که سالها قبل حضرت آیت الله العظمی شهید سید محمد سرور واعظ با سنگ و خشت بصورت پخته کاری بارگاه مجلّل ساخته بود، اما سالهای اخیر به دلیل نا امنی ها، مهاجرت اهالی کجاب به دلیل جنگ های کوچی و دِه نشین، این بارگاه در اثر برف زمستانی و بارش بهاری قسمت های از سقف  و دیوار اطراف آن فرو ریخته و نیاز مبرم به بازسازی دارد، اگر مومنین و نوادگان این امام زاده عظیم الشان اقدام به بازسای نمایند، با امکانات موجود  که در اختیار علاقمندان هست، بارگاه امام زاده شاه سالم بهتر از گذشته بازسازی خواهد شد.

همزمان با نماز مغرب و عشاء از کجاب به باد آسیاب منزل سید جان آقا احسانی بازگشتیم، در میهمانی که توسط برادرم آقای احسانی ترتیب شده بود با همسالان که در مکتب خانه سنتی و مکتب دولتی و همینگونه با آنهایی که همبازی بودیم به یاد آوری خاطرات گذشته پرداخته و از هر موضوع سخن به میان آمد، صبح روز یکشنبه با موتر سیکل همراه سید عبدالواحد حسینی و سید محمد حسینی به قریه ی او جَىْ  منزل حجت الاسلام سید سکندر واعظ و از آن جا به زیارت مرقد شهید سید سکندر شاه در کوه ناله رفته و ساعت ۱۰ قبل از ظهر به منزل آقای احسانی رسیدیم.

او جَىْ  از توابع ولسوالی مرکزبهسود مربوط ولایت میدان وردگ می باشد و به نقل بزرگان و ریش سفیدان منطقه که دهن به دهن بمارسیده، سیدی مشهور  به شاه اخلاص از فرزندان سید شاه دلیرکه در لولنج مدفون است، به بهسود و او جَىْ آمده و سادات او جَىْ به عنوان انسان‏هاى متقى و صاحب کرامات زبان زد خاص و عام بوده و شخصیت‏هاى معروف از میان آنان برخاسته‏اند که مشهورترین آن‏ها عبارت اند از: آیت اللّه العظمى سیّد شاه محمد حسین آقا که مجتهد و صاحب کرامات باهره بود. اوجدّ علاّمه‏ى ناصر و آیت اللّه محقق است؛ آیت اللّه حاج سیّد عبدالعظیم، مؤسس مدرسه علمیه در سرخکبوم و مسجد سرکاریز قلعه شهاده کابل؛ آیت اللّه حاج سیّد اکبرشاه محسنى؛ علاّمه سیّد عبدالحمید ناصر؛ آیت اللّه سیّد ظاهر محقق(قبل از دوران جهاد در اوجَى مدرسه علمیه را اساس گذاشته و به تدریس پرداخت و  در سال ۱۳۵۸ خورشیدی یکى از بنیان گذاران و رهبر سازمان نیروى اسلامى و عضو شوراى ائتلاف و شوراى عالى نظارت حزب وحدت اسلامى افغانستان)؛ آیت الله سید میر حسین فصیحی از علماء  و مدرسین معروف در منطقه بهسود، آیت الله سیّد جعفر عالم؛ حجت الاسلام سید هاشم … از مشاهیر قریه ی اوجی می باشند؛ متاسفانه اکنون مسجد و مدرسه علمیه آن منطقه به علت مهاجرت سادات اوجی و بی توجهی اهالی محل به مخروبه تبدیل گردیده، همچنین مقبره آیت الله سید ظاهر محقق نیز به صورت خاکی باقیست، چنانچه گفته می شود، جنازه مرحوم آیت الله محقق بعد از نُه سال از شمال کشور به این منطقه منتقل و به گفته شاهدان عینی بعد از ۹ سال جنازه ای را از زیر خروارها خاک بیرون آورده و از شمال کشور به اوجی منتقل نمودند، صورت و موهای سر و محاسنش تغییر ننموده و چهره او به هم نخورده بود، متأسفانه در اوجی به مدرسه و مقبره ایشان نیز توجه صورت نگرفته و امید وارم که دوست عزیزم حجت الاسلا والمسلمین آقای محقق زاده به مراکز دینی و تاریخی اوجی و مقبره پدر بزرگوارش توجه نمایند.

مناطق اوجی و سنگشانده در همجواری هم قرار دارند و مناطق دو آبی، کفشگ و پای قل سنگشانده از مربوطات مرکز بهسود ولایت میدان وردک بوده، سُرخکْبوم و سراب اَژدر، در غرب دره اوجی و نوار مرزى ولایت میدان وردک و ولایت غزنى قرار دارد، با آنکه سرخکبوم از توابع ولسوالى ناور ولایت غزنى با فاصله حدود ۵ کیلومترى با اژدر از توابع ولایت میدان وردک واقع شده، امّا با بهسود و ولایت میدان وردک بشتر ارتباطات شان بر قرار است و اَژدَر حصه دوم بهسود نقطه وصل میان اقوام مختلف ولایات غزنی و میدان وردک می باشند و از نگاه طبیعی، این  منطقه سر سبز و دارای منابع زیبا است.

پس از صرف چای صبح و میهمان نوازی حجت الاسلام سید سکندر واعظ از اوجی و رشک خودمان را به کوه ناله رسانیدیم، بلند ترین کوه که بر تمام مناطق مرکز بهسود و حصه دوم بهسود احاطه دارد و به خوبی از فراز کوه ناله همه مناطق دیده می شود، اداره مرکز بهسود در دامنه همان کوه بلند واقع شده که  در آغاز جهاد، عملیات مجاهدین بالای مرکزبهسود، مقرقوای وابسته به شوروی سابق از همین کوه انجام می شد، اولین بار عده ای از بزرگان از منزل ما جهت عملیات به مرکز رفتند، شب دوم عملیات بالای مرکز شروع و سید شاه حسین مشهور به سید الله اکبر دروازه مرکز را آتش زد، در همان شب بود که سید ولی محمد خان مشهور به سید خان و بوستان خارقول شهید و زخمی شدند و حاجی شاه حسین سجادی شب بعد رفت و جناز شهید سید خان را از مرکز به منطقه منتقل نمود و پس از آن حدود ۱۵ روز بعد قوای روسی به مرکز آمد و در جنگ دوم شهید سید سکندر شاه از ولسوالی پنجاب ولایت بامیان در کوه ناله به شهادت رسید که  مردم از او کرامت ها دیده اند و قبرشریفش در همان محل شهادتش زیارت گاه و مورد احترام خاص و عام است و مومنین از نقاط مختلف جهت زیارت قبر آن شهید بزرگوارمشرف می شوند.(۱۱) روز دوشنبه در مسیر بازگشت مان به کابل قرار بود، از مسیر راه مان به سنگلاخ دره‌ای کوهستانی در هفتاد کیلومتری غرب کابل و سه کیلومتری شمال شرق ولسوالی جلریز به زیارت امام زاده شاه قباد ولی برویم(۱۲)  اما برخی از دوستان مخالف رفتن ما به دره سنگلاخ و مسیر شاهراه ولایت میدان بود، ناگزیر به استخاره متوسل شده و دو باره مسیر دره غوربند را انتخاب نمودیم و روز چهار شنبه اول سنبله ۱۳۹۶ خورشیدی مع الخیر به کابل باز گشتیم.

 

پی نوشت:

  1. مرحوم سید گل آقا حسنی فرزند ارشد مرحوم سید آقاحسن حسینی نیز در ولایت مداری، گفتار و رفتار همانند پدر، در ایمان راسخ، صداقت، صریح الهجه بودن در او نیز متبلور بود، اهل تهجد و نماز شب بود، دنیا را پل گذرا و ولایت مداری را افتخارمی دانست، با آنکه خانه اش از حرم حضرت معصومه(س) فاصله داشت ولی روزانه در زیارت کریمه اهل بیت(س) را تأخیر نمی انداخت، رفتن به مسجد مقدس جمکران را در چهل چهار شنبه شب انجام داده بود.
  2. بعد از ازدواج، سال ۱۳۷۲ خورشیدی اولین بار با فرزند کوچک که کمتر از یک سال داشت و همسرم به زادگاهم بهسود رفته بودیم.
  3. هرچند در مسیر بازگشت مان پس از پسته ی تلاشی دو راهی بامیان و دره شکاری، به دره شیبر موتر مان تیل خلاص نمود، تانک تیل یک کلیومتر راه از آنجا فاصله داشت، ناگزیر به نزدیک ترین قریه بنام قلعه خال که هفت خانوار در آنجا ساکن هستند، کسی بنام حاجی قربان همکاری  نموده و نواسه اش را همراه موتر سیکل به تانک تیل فرستاد و بحمدالله مشکل به همکاری حاجی قربان به راحتی حل شد.
  4. مرحوم سید آقاحسن حسینی، هیچ گونه ترس از زورگویی وتهدید افراد قلدور نداشت، زمین هایی را که پدرش سید آقاسعید از کسی خریده بود، بعدا کسانی مزاحمت ایجاد می کردند، ایشان کوتا نیامده و از حقش دفاع می کرد وبعضی ارباب و افراد زورگو برعلیه ایشان اقداماتی نمودند و آن زمان در مقابل حاکم چُنته(معلول) که از طرفداران حزب خلق بود، به تحریک بعضی ها می خواست به وی اهانت کند و او در مقابل حاکم تسلیم نمی شود و حاکم تحت تأثیر سخنان حکیمانه و منطقی اش قرار می گیرد و تا آخر آنها نتوانستند که این سید را به شکست مواجه سازند و سیدآقاحسن حسینی نیز موفق شد که حقش را از مخالیفنش بگیرد.
  5. او تمثیلى از رنجها و محنت هاى بزرگى که یک زن براى جامعه أش مى تواند باشد، بود. بنده صابر و شایسته خدا بود که خداوند او را در محک امتحان و آزمایش قرار داد که علاوه بر یارى نمودن همسرش، همیشه در مشکلات و گرفتاریها با توکل به خداوند و توسل به ائمه اطهار علیهم‏السلام باصبر و تلاش، رضایت خدا را در نظر مى گرفت، که خداوند مادر مِهربان و رنجدیده ما را با جدّه اطهرش فاطمه زهرا علیهاالسلام محشور فرمایند!
  6. چهار پسر(مرحوم سیّدگل آقاحسنى، سیّد جان آقا احسانى، سیّدجعفر عادلى «حسینى» و سیّدیحى حسنى «ابوذر»، و سه دختر.
  7. باد آسیاب در مرکزبهسود حدود ۱۲۰ کیلومتربا کابل فاصله دارد، علت نامگذارى این منطقه به باد آسیاب این بوده که در زمان‏هاى قدیم، در قسمت جنوب غرب آنجا، کنار سرک عمومى تپه خاکى، آثار مخروبه و تاریخى آسیاب بادى مشاهده مى‏شود که در آن زمان آسیاب بوسیله باد حرکت مى‏کرد، باد آن منطقه حتى در تابستان نیز مشهور است.
  8. البته بعد از فوت پدرم این مسئولیت به عهده فرزند ارشدش مرحوم سیّد گل آقا حسنى و یا سیّد جان آقا احسانى بوده است.
  9. کجاب سُفلی نام منطقه ای بهسود از مربوطات ولایت میدان وردک می باشد،از این منطقه عالمان بزرگ برخواستند و بسیاری از آنها به نجف و قم برای دست یابی به قله های رفیع فرهنگ معارف اهل بیت علیهم السلام کوچیدند؛ در این منطقه مرحوم سیدشاه علی حسن کربلایی حدود ۲۰۰ سال قبل اولین تکیه خانه را در این منطقه بنانهاد، تا بدینوسیله پایگاه معنوی برای مردمان آن منطقه ایجاد کرده باشد و قدیمی ترین قلعه در سبزدرخت کجاب سُفلی، محل زیست اعقاب سیدشاه علی حسن، سید شاه علی شیر، سیدشیرافگن و سیدشاه یعقوب و محل زادگاه و زندگی مرحوم سیدآقاحسن حسینی بوده است.
  10. بنا به گفته‏ى اهالى محل در آغاز جهاد علیه کمونیست‏ها از محل آن تکیه خانه مشهور به منبر کُهنه توپى غیبى به سوى مرکزتجمعات قواى کمونیستى شلیک شده است، از آن پس مردم نذورات خود را به آنجا پخت و پز نموده و طلب حاجت مى‏نمایند. بدین جهت مناسب است، سادات کجاب سُفلى، اخصا اعقاب آن بزرگوار همّت نموده و آن تکیه را اعمار مجدد نمایند.
  11. علماء و متنفذین بهسود در مدت کوتاهی با قیام مسلحانه حصه اول و دوم بهسود تا دره میدان وردک را از وجود نیروهای دشمن پاکسازی نمودند و مجاهدین به فرماندهی شهید ارباب نسیم سلطانی و شهید ارباب سلطان عزیزمَرَگ در منطقه کوته عَشرو کوه قمچین باف(کُهنه خمار) سنگر گرفتند و در شب ۱۵ سنبله ۱۳۵۸ خورشیدی با حملات گسترده ای رژیم دست نشانده روسی ۲۱ تن از مجاهدین به درجه شهادت نائل و ۶۲ روز تحت محاصره دشمن قرار داشتند که پس از ۶۲ روز مجاهدین موفق می گردند تا پیکر شهداء را تشییع و تدفین نمایند، در این مدت هیچگونه آسیب و تغییراتی در وجود شهدا دیده نمی شد و مثل اینکه تازه به شهادت رسیده باشند. در میان شهداء ۱۰ تن از جهادگران شهید به مسئولیت فرمانده سرافراز جهاد، شهید ارباب محمدنسیم خان سلطانی عبارتند از: شهید ارباب حسین، شهید سید محمدسرور، شهید علی احمد، شهید عنایت الله، شهید ناظر حسین، شهید محرم علی، شهید سلطان، شهید دولت حسین و شهید یاورعلی و ۱۰ تن دیگر از شهدا مربوط فرمانده شهید ارباب سلطان عزیز از قریه مَرَک ولسوالی مرکز بهسود بودند. یاد و خاطره آن شهدای عزیز گرامی باد!
  12. مردم دره ی سنگلاخ همواره در دفاع از استقلال،آزادی و ارزش های دینی همانند سایر هموطنان شان فداکاریها نموده و قربانی های بیشماری داده اند، نگارنده دوران جهاد در سنگلاخ حضور داشته و توفیق زیارت مقبره شاه قباد ولی را داشتم، امام زاده شاه قباد ولی مقارن حاکمیت صفوی‌ها در ایران و بابری‌ها در هند به این منطقه می زیست، سالهای اخیر به همت نوادگان آن امام زاده بزرگوار بارگاه مجلل همراه میهمانسرا برای زواران که از نقاط دور دست مشرف می شوند بصورت پخته ساخت و ساز گردیده است.