۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » مشاهیر و نخبگان
  • شناسه : 702
  • ۲۲ جوزا ۱۳۹۶ - ۹:۰۲
  • 96 بازدید
سید میرزا شاه فضیلت
روشنگری و تعهد مندی

روشنگری و تعهد مندی

(شهید استاد سید میرزا شاه فضیلت) شهید سید میرزاشاه فضیلت در سال ۱۳۱۸ خورشیدی در قریه نه برجه ولسوالی خواجه میری ولایت غزنی متولد گردید، دوران طفولیت را در آنجا گذرانید و دوره تحصیلات  ابتدائیه و ثانوی خویش را در لیسه امانی (نجات سابق)  سپری نمود. بعد از فراغت صنف دوازدهم در سال ۱۳۴۰ شامل […]

(شهید استاد سید میرزا شاه فضیلت)

شهید سید میرزاشاه فضیلت در سال ۱۳۱۸ خورشیدی در قریه نه برجه ولسوالی خواجه میری ولایت غزنی متولد گردید، دوران طفولیت را در آنجا گذرانید و دوره تحصیلات  ابتدائیه و ثانوی خویش را در لیسه امانی (نجات سابق)  سپری نمود. بعد از فراغت صنف دوازدهم در سال ۱۳۴۰ شامل دانشکده  ادبیات دانشگاه کابل گردیده  و از رشته ادبیات دری فارغ گردید.

شهید فضیلت پس از فراغت  دانشکده  ادبیات به حیث معلم ادبیات زبان دری در لیسه امانی شامل وظیفه گردیده و چند سالی را در آنجا ایفای وظیفه می‌نمود.  از آنجایی که شهید فضیلت تعهدمندی و احساس مسئولیت در برابر دین ومکتب حیات‌بخش اسلام  داشت، دروس منطق و فلسفه را نزد حضرت آیت الله شیخ محمد امین افشار وحجت الاسلام  شیخ محمد اسماعیل مبلغ که از جمله شخصیت‌های مطرح علمی و فرهنگی و سیاسی کشور بود  آموخت  و همچنان مسایل فقهی را از حضور آیت الله العظمی واعظ شهید و علامه سید عبدالحمید ناصرفراگرفت.

شهید فضیلت انسان بود که به ساده زیستی اهمیت فوق العاده می‌داد و می کوشید در زندگی‌اش از کمترین امکانات بهره گیرد و با تجمل گرایی مبارزه می‌نمود. اما داستان بزگواری وخضوع و خشوع وی چیزی نبود که از دید کسی مخفی بماند، او نه تنها در محیط با دوستان وبستگان، بلکه در همه جا و در بر خورد با همه کس این خلق و خوی اسلامی را از خود بروز می‌داد وهیچگاه از موضع تکبر وبزرگی با مردم برخورد نمی کرد. او شیفته وشیدای عالمان دینی بود و اکثراً به دیدار علماء بزگوار می‌رفت و از محضر آنان کسب فیض می‌نمود و آخرالامر به عنوان مبلغ دینی و ترویج امر به معروف ونهی از منکر راهی زندان گردیده و جام شهادت را نوشید.

شهید فضیلت یکی از مبلغان و سخنگویان پر مسئولیت اجتماع خویش بود که در برابر مظالم و مفاسد اجتماعی لحظه هم سکوت نکرد و در راستای نزدیک ساختن روشنفکران با مجامع دینی و اسلامی و دعوت  آن‌ها در محافل ومجالس دینی در هر زمان شرایط سخت و  دشوار تلاش می‌نمود.

شهید سید میرزا شاه  فضیلت از جمله مردان آزاده و انقلابی بود که بیشتر  عمر شریفش  را در راه مبارزه خط اصیل اسلام سپری نمود. وی در اوایل جوانی به منبر و حسینیه ها ( جای که کانون ترویج و تبلیغ آئین انسان ساز اسلام محسوب می‌گردد ) روآورد و در زندگی خود سخت به مراکز دینی  و منبر علاقه داشت و از برکت بزرگان دینی به خصوص سید الشهدا و از فیض مراسم محرم و مناسبت‌های دینی واسلامی  در میان سخنوران  جایگاه خوبی بدست آورد و با اراده و ایمان به پروردگار عالمیان  جهت ترویج و تبلیغ مسائل اسلامی و اجتماعی سعی وتلاش پیگیری نمود. شهید فضیلت  مرد سکوت و خاموش نبود،  او سراسر زندگی‌اش را وقف مبارزه علیه مظالم اجتماعی نمود و همیشه روابط نیک با طیف های وسیع از مردم تحول طلب و روشنفکر سالم و متعهد جامعه خویش داشت.

شهید فضیلت با موضع گیری اسلامی و انقلابی خود توانست که به زودترین فرصت در حلقه های روشنفکری و محصلین دانشگاه  کابل نفوذ و مسایل اسلامی و انقلابی و دردهای جامعه اسلامی  را بلندگو های مساجد وتکایا ها پخش  منعکس می‌ساخت.

آدمی بود که از درد سخن ها می‌گفت

آدمی بود که از فقر حکایت ها داشت …

از آنجایی که منبع فکری شهید فضیلت مکتب نجات بخش اسلام و قیام آزادی خواهی عاشورا بود و راه پیامبران الهی  و ائمه اطهار(ع) را با هیچگونه تزلزل و تغییری تعقیب می‌نمود و لذا پس از کودتای هفت ثور  تبلیغ و ارشادات  وی  در تضاد فکری مارکسیزم قرار داشت و  تبلیغ متداوم و انقلابی شهید فضیلت به مزاج رژیم وقت خوش نخورد و چندین بار وی را زندانی نموده  و آن‌ها می خواستند  هر گونه فکر اسلامی و انقلابی را در گلوی مسلمانان با ایمان خفه نماید بنابراین به دستگیری و زندانی علمای دینی شیعه و سنی از جمله شهید فضیلت نموده و  بدین منظور می خواستند تا فریاد آزادی خواهی را در گلوی مردم مسلمان افغانستان خفه نمایند.

پس از کودتای ۷ ثور ۱۳۵۷  و به قدرت رسیدن کمونیست‌ها وی به جرم تبلیغ از  ارزش‌های دینی در میان طیف جوان وتحصیل کرده  در  شب هفتم ماه دلو ۱۳۵۷ توسط پولیش مخفی (اگسا)  از منزل شخصی‌اش  دستگیر و راهی زندان می‌شود، طبق اطلاع بعدی وی پس از مدت کوتاهی در پولیگون پل چرخی شهید گردید.

آری این قصه ای مردی است که با یاد خدا هجرت کرد و سرانجام به خالق پیوست روحش شاد ویادش گرامی باد.[۱]

[۱] . روزنامه پامیر، نشریه شهرداری کابل، شماره ۲۶۱ دلو ۱۳۸۶، سیدجعفرعادلی«حسینی» .