۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » مشاهیر و نخبگان
  • شناسه : 736
  • ۲۲ جوزا ۱۳۹۶ - ۹:۲۴
  • 44 بازدید
روحانی بی آلایش

روحانی بی آلایش

(حجت‌الاسلام والمسلمین شهید شیخ عوض علی بصیر) یکی از شخصیت‌های علمی و دارای اندیشه انقلابی را که نظام مارکسیستی ازملت مسلمان افغانستان گرفت و زندانی نمودن حجت‌الاسلام و المسلمین شیخ عوض علی بصیر بود. شهید  بصیر شخص با استعداد، سخت کوش، خود ساخته بود و آینده درخشان داشت که خود به راستی بصیر بود، محور، […]

(حجت‌الاسلام والمسلمین شهید شیخ عوض علی بصیر)

یکی از شخصیت‌های علمی و دارای اندیشه انقلابی را که نظام مارکسیستی ازملت مسلمان افغانستان گرفت و زندانی نمودن حجت‌الاسلام و المسلمین شیخ عوض علی بصیر بود.

شهید  بصیر شخص با استعداد، سخت کوش، خود ساخته بود و آینده درخشان داشت که خود به راستی بصیر بود، محور، امید و پناه گاه فکری بسیاری از دانشجویان مسلمان متعهد که مورد تعرض فکری کمونیست‌ها قرار می‌گرفتند، بود. او معلم بسیاری از طلبه های جوان انقلابی که امروز با تمام وجود در صحنه حضور دارند و یا در جریان انقلاب شربت شهادت نوشیده اند بود.

آقای بصیر در یکی از قریه های مالستان به نام بغرا از توابع ولایت غزنی در خانواده مذهبی و فقیر دیده به جهان گشود، هنوز چندبهاری از عمرش نگذشته بود که پدر ومادرش را از دست داد و به غم فراق آن‌ها گرفتار و به درد یتیمی مبتلا گردید و سال ها در منزل عمود بود، تا آهسته آهسته زمان آن فرارسید که به مکتب قدم گذارد و بارفتن در مکتب، بر اثر ذکاوت و استعداد سرشار در مدت کوتاه کتاب‌های رایج درسی را خواند و ادبیات عربی صرف و نحو را شروع نمود.

از آنجائی که او استعداد فوق العاده و علاقه به تحصیل را در آوان کودکی و نوجوانی از خود بروز داد، استاد و بستگانش به او پیشنهاد نمودند که برای ادامه تحصیل در جاهایی که فی الجمله امکان تحصیل وجود دارد برود، درسش را ادامه دهد، چنین چیزی از آرزوهای شهید بصیر بود، از این پیشنهاد به گرمی استقبال نمود و به آن عمل کرد. نخست در جاغوری رفت، قسمتی از ادبیات و منطق را درآنجا فراگرفت، و بعد رهسپار کابل گردید تا سطوح عالیه را به پایان رساند.

پس از آن شهید بصیر مدتها را در کابل مسجد غزنی چی ها واقع کار ته سخی اتاق داشت و ادامه تحصیل داد، بر اثر شایستگی، در مدرسه محمدیه حضرت آیت الله العظمی واعظ شهید راه یافت، چند سالی به تحصیلش ادامه داد و همزمان در کنار تحصیل به فعالیت در میان دانشجویان جهت جلوگیری از انحراف و یا احیانا فعالیت سیاسی با آن‌ها ارتباط داشت و بخشی از علما این نوع تماس ها را بخاطر شرایط پیچیده آن وقت به نفع نمی دانست و برخی طلاب به رقابت و مخالفت پرداختند و شهید بصیر مورد بی مِهری قرار گرفت و با آنکه او طلبه مستعد و در جلسات امتحان مدارس محمدیه و جامعۀ الاسلام که سخت ترین امتحانات را می‌گرفتند، بهترین نمرات را به دست آورده و اکثراً  برنده جایزه و مقام می گردید.

شهید بصیر که بیشتر کتابهای درسی را به استثناء رسائل و مکاسب خصوصی و رسمی در حوزه تدریس و از اساتید مطرح بود و علاوه بر ادبیات، منطق، کلام، فقه و اصول در فلسفه فرد توانمندی بود و کتابهای فلسفتنا و روش رئالیسم و زبان انگلیسی را برای دانشجویان و طلاب آموزش می‌داد و دارای روحیه مصمم، پرتلاش و خستگی نا پذیر بود، در راه تحقق بخشیدن به اعتقادش از هیچ گونه تلاش دریغ نمی کرد و با صدها دانشجو بحث و تبادل افکار می‌نمود و از کتابخانه سیار فتح که شهید حجت‌الاسلام ایمانی از همکاران نزدیک و هم حجره ایشان بود، تشکیل داده و برای مطالعه در اختیار آن‌ها قرار میدادند.

یکی دیگر از خصوصیات اخلاقی شهید بصیر این بود که: در عین جوانی و با آن فضل و کمال چنان متواضع بودکه اگر کسی وی را نمی شناخت و با او بر می‌خورد باور نمی کرد که این همان بصیر باشد، زیرا او به راستی خود ساخته و برخوردار از اخلاق اسلامی بود.

هرکس چیزی از او می پرسید، با آغوش باز و حالت فروتنی به حرف هایش گوش میداد، بعد با کمال احترام پاسخ می‌گفت، و تا طرف قانع نمی گردید و متوجه مطلب نمی شد، از تکرار، توضیح و اقامه ادله و بحث  خسته نمی شد و در کل او یک روحانی  بی آلایش بود.

بسیاری از کمونیست‌های غزنی، جاغوری و مالستان که آقای بصیر را می شناختند و به خوبی می دانستند که چه تعداد جوانانی را که آن‌ها چشم دوخته بودند مانند خودشان مرید مارکس و مزدور روسیه به بار آورند. بصیر آن‌ها را از لغزش و انحراف بازداشت و تعهد شان را به اسلام افزایش داد، کمونیست‌ها کینه زیاد نسبت به بصیر داشتند و بعد از کودتای ۷ ثور آن کینه ها را ابراز داشتند، لذا همان معدود خلقی ها و پرچمی های که از وی شناخت داشتند و ارتباطش را با دانشجویان می دانستند، از ابتدای به قدرت رسیدن مارکسیست ها آقای بصیر را زیر نظر داشتند وقتی که آقای بصیر رهسپار زادگاهش مالستان شد، در مسر راه جاغوری دستگیرنمودند و به زندان غزنی فرستادند و مدتی در غزنی زندانی و بعد سراغ آن دانشجویان مسلمان که با بصیر رابطه داشتند، رفتند و آن‌ها نیز به سرنوشت شهید بصیر گرفتار شدند.[۱]

[۱] . برگرفته از بخش زندانیان روحانیت تشیع افغانستان، صص ۱۲۴-۱۳۰، حسین شفائى .