۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » مشاهیر و نخبگان
  • شناسه : 646
  • ۲۲ جوزا ۱۳۹۶ - ۷:۵۸
  • 47 بازدید
رایت بیداری و شجاعت

رایت بیداری و شجاعت

(آیت الله  شهید سید امیر شاه فصیحی) آیت الله سید امیر شاه فصیحی فرزند سید حسن شاه در سال ۱۳۱۹ خورشیدی در ولایت بامیان علاقه داری عراق اولیاء در یکی از خانواده های مذهبی و پیرو خط مکتب امام جعفر صادق(ع) دیده به جهان گشود. پدر وی سید حسن شاه با اندک زمینی که در […]

(آیت الله  شهید سید امیر شاه فصیحی)

آیت الله سید امیر شاه فصیحی فرزند سید حسن شاه در سال ۱۳۱۹ خورشیدی در ولایت بامیان علاقه داری عراق اولیاء در یکی از خانواده های مذهبی و پیرو خط مکتب امام جعفر صادق(ع) دیده به جهان گشود.

پدر وی سید حسن شاه با اندک زمینی که در اختیار داشت امرار معاش می‌نمود،  او همچون دیگر برادران مؤمن  ومتعهد به اسلام درک کرده بود که علت فقر؛ جهل وتنگدستی مردم ذر نبود یک نظام واقعا اسلامی خلاصه می‌شود.ایشان تنها راه رسیدن به پیشرفت وترقی کشور واجرای عذالت اسلامی را در ایجاد یک نظام اسلامی معتقد بودند.چرا که گذشت وقایع تاریخی افغانستان این ضرورت را به وضوح روشن ساخته است.

سه بار هجوم انگلیس استعمار گر به کشور مظلوم افغانستان، بی دفاع همین ملت مستضعف انگیزه اسلامی در دفاع از وطن واعتقادات شان نهفته بود مواجه گردید .روی کار آمدن امان ا… خان و وقایعی که در دوران حکومت وی رخ داد، سوق دادن افغانستان به جانب فرهنگ غلط واستعماری بیگانگان وکمرنگ جلوه دادن فرهنگ اسلامی ملت، نفوذ افکار کمونیستی  در داخل کشور در دوران زمامداری وی، کمین روسهایی که هر بار طعم شکست انگلیس‌ها را چشیده بود برای خویش تجربه کسب نموده بودو می اندیشیدند که چگونه افغانستان اسلامی را به دام کمونیست بیاندازند. شکل گرفتن عقده های کمونیستی در سطح مدارس از جمله مداخلات وعملکرد های کمونیست‌های وابسته به روسیه بود که در آن دوران این پدران مسلمان با تدبیر همه این ترفندها راعلیه ملت مسلمان خویش به خوبی شاهد بودند.

در چنین فضای خفقان آوری که بر جامعه طنین افگنده بود سید حسن شاه نیز احساس مسئولیت کرده وآرزو داشت که روزی فرزندش با به دست گرفتن مشعل نور بخش اسلام ناب محمدی(ص) در جامعه اش مسمر ثمر واقع گردد.بعد از سپری شدن دوران کودکی فرزندش سید امیر شاه فصیحی را نزد روحانیون محل جهت فراگیری علوم دینی فرستاد.

وی با علاقه ذاتی واستعداد سرشار را که خداوند برایش عطا نموده بود زیر سایه‌ی تربیت سالم و تشویق پدر با احساس خویش موفق می‌گردد که کتب حاشیه ومعالم را نزد روحانیون محل به اتمام رسانده و در سال ۱۳۳۵ وارد کابل پایتخت افغانستان می‌گردد و در آنجا در مدرسه ی محمدیه حضرت آیت ا…العظمی واعظ مشغول فراگیری دروس می‌گردد، ایشان طی چند سال که در پایتخت به سر می بردند اوضاع پایتخت را از نزدیک مشاهده نموده ونفوذ وترویج فرهنگ بیگانه علیه فرهنگ اصیل اسلامی و مظلوم واقع شدن علمای دینی در جهت ارشاد مردم مسلمان خویش وبحث های رویاروی با دانشجویان که افکار کمونیستی ومائوستی در مغزشان توسط فرهنگ وارده از غرب وشرق نطفه بسته  بود داشتند، در چنین شرایط شخصیت اجتماعی و سیاسی ایشان شکل گرفت و اوتصمیم گرفت تا در سال ۱۳۴۴ با خانواده‌اش به زیارت مرقد حضرت علی(ع) مشرف  گردد تا اینکه بتوان در کنار مرقد منور جدش در حوزه های علمیه از حضور اساتید بزرگ کسب فیض نماید.

ایشان با چنین افکار وارد نجف اشرف گردید و در آنجا از محضر علما و فقهای بزرگ همچون: خویی، امام خمینی و شهید صدر در سطح دروس خارج فقه و اصول ادامه ی تحصیل می‌دهد. ایشان در ضمن تحصیل برای یاد گیری شیوه های یاد گیری ملت ومبارزه ی علمی علیه نیروهای کمونیستی از حضور فقهای گرامی نیز استفاده های شایان می‌نمود که هدف از آموختن علم نیز همین می‌باشد.

بعد از شش سال اقامت ایشان در نجف اشرف مراجع آن وقت  با ارائه خط وکالت عمومی از جانب خویش ایشان را اجازه بازگشت به زاد گاهش را عنایت می‌فرماید. شخصی که چندی قبل با کوله باری از درد ورنج مردم مسلمان و مظلوم خویش از محروم ترین منطقه‌ی افغانستان (ولایت بامیان) کمر همت خدمت به اسلام ومردمش را بسته بود وارد نجف اشرف گردیده بود ولی امروز با دنیای از علم وتدبیر به عنوان یکی از شاگردان مکتب امام جعفر صادق(ع)  مشعل برافروخته شده از نور مکتب انسان ساز اسلام مقدس را به دست دارد. به امید اینکه بتواند در زاد گاهش با قامت بلند واراده ی آهنین این مشعل فروزان را در صراط مستقیم اسلام ناب محمدی برافراشته نگه دارد ومردمش را به مبارزه علیه کفر والحاد ونقشه های مرموز در حال اجرایشان دعوت نماید که پدران نیز چنین انتظاری را از فرزندان خویش دارند.

آیت الله شهید سید امیر شاه فصیحی در اوایل سال  ۱۳۵۱ وارد موطن خویش شد. در حالی که جمعیت انبوه از دوستان و شیفتگان خاندان اهل بیت(ع) از کابل و بامیان به مقصد استقبال ایشان در مسیر بازگشت وی حرکت می‌کردند. تا اینکه در بین راه ایشان را ملاقات نموده وبا دنیایی از امید و آرزو همراه ایشان  به کابل باز می گردیند . شهید فصیحی با شجاعت و دلیری وصف نا پذیری در بین مردم از طریق سخنرانی ها وجلسات متعدد در تکایا به افشا گری ترفند های ایادی کمونیست وضعف وبی کفایتی زمامداران امور اقدام نموده و به تشریخ نظام اسلامی به مردم می‌پردازد طوری که دوستانش در جریان بودند که ایشان عده‌ی زیادی از محصلان را در منزل خویش جهت بحث وگفتگو پیرامون نظام اسلامی وعدالت اجتماعی اسلام و رد متقابل ضعف های ایدئولوژی کمونیستی وامپریالستی وشیوه های به اسارت کشیدن مسلمین از طریق این افکار را میزبان بودند. بنا براین ایشان بعد از مدتی فعالیت در کابل بنا به دعوت مردم متعهد به اسلام ولایت بامیان راهی آن ولایت می‌گردد. در بامیان بعد از بازدید مردم علم دوست و عالم پرور این شهر، ایشان بنا به نیاز جدی که در این ولایت احساس می‌کرد مدرسه ی علمیه ای را در مرکز بامیان تهداب گذاری نموده و دوباره به پایتخت باز می گرددایشان درضمن اینکه در چنداول کابل شبهای جمعه به طور مستمر جلسات سخنرانی داشتند در چهار قلعه ی وزیر آباد نیز حسینیه‌ی را احداث می‌نماید.مدت زیادی از عزیمت ایشان به کابل از نجف اشرف نگذشته بود که برادران مؤمن ودوست داران اهل بیت(ع)  از ایشان دعوت به عمل می‌آورد تا اینکه در ولایت جوز جان در کنار زیارت حضرت امامزاده یحیی(ع) مشرف گردیده و در آنجا نیز از نزدیک با مردم اتمام حجت داشته باشند. ایشان به تاریخ ۲۵/۱/۱۳۵۳ با تعداد انبوهی از اهالی بامیان وکابل به زیارت حضرت امام زاده یحیی(ع) مشرف گردیدند. برادران در آنجا جلسات سخنرانی با شکوهی را ترتیب دادند شرکت کنندگان اعم از شیعه و سنی در این جلسه حضور داشتند. شهید فصیحی در این سخنرانی تاریخی اش با توجه به جمعیت کثیری از مردم ستمدیده ی افغانستان در پای میز وی قرار داشتند محتوای سخنرانی ایشان را جاویدانگی نظام الهی و مکاتب دست ساخته بشر مثل کمونیزم و کاپیتالیزم تشکیل می‌دهد. در آغاز سخنرانی جهت ارشاد مردم ایراد نمود وسپس مردم را متوجه این نکته می سازد که لازم است تا امروز همه ی ما به دور از اختلافات مذهبی شیعه و سنی به عنوان یک جامعه‌ی مسلمان موظف هستیم که امور خویش را با احکام اسلامی وقف داده و داد اسلام خواهی سر دهیم که سعادت بشر جز در اسلام ناب محمدی نیست. سپس خود خواهی ها و بی کفایتی زمامداران وقت را مورد توجه مردم قرار داده و فرمودند: حکومت وظیفه دارد که از جان، مال و منابع طبیعی و تمامیت ارضی کشور واز همه مهمترعقاید اسلامی ما حراست نماید، اما متاسفانه حکام با وجود اینکه می بینند که ایده های ضد اسلامی در جوامع ما توسط اجنبی ها و خود فروختگان ترویج می گرددو فرهنگ غنی اسلامی و ملی ما مورد هجوم فرهنگ های کاذب و بی بندوبار منحرف غرب وشرق قرار گرفته است.چشمان خویش را می بندند و تا دیده می پندارند، ایشان در خاتمه ی سخنانشان می فرمایند نظام با فرستادن روسای ستمگر ورشوه خوار و زور گو به ولایات هیچ توجه به پیشرفت اجتماعی و ترقی علم وصنعت ندارند، مردم ولایات در نهایت محرومیت قرار دارند وظالمان به زور گویشان ادامه می دهندجمعیت مستمع انگار برای اولین بار است که می شنوند از درد های چندین ساله شان صحبت می‌گردد و از حقوق ششأن داد خواهی می‌شود.به گفته ی ناظران عینی شور وشعف عجیبی در اذهان مردم متولی گردیده بود، حب اسلام گرایی و وطن دوستی در درجه ی بالایی در ذهن مستعمین نقش بسته بود.در دستگاه های بی در وپیکر نظام به حدی قابل توجه چپی‌ها نفوذ نموده بودند نه آن‌ها ونه حکام بی کفایت چنین حق خواهی هایی را از جانب علمای دینی تحمل نمی کردند لذا ساعتی بعد از ختم جلسه ی سخنرانی شخص والی با چند تن از افسران بلند رتبه خویش به قصد دستگیری ایشان در داخل شهر به جستجوی ایشان پرداختندتا اینکه شهید فصیحی را در کنار جاده عمومی در بین جمعیتی از مردم مؤمن مشاهده می‌کنند شخص والی با برخورد کاملا محترمانه از ایشان می خواهد تا لحظاتی را با وی جهت پاسخ به مختصر سوا لات با ایشان در ساختمان ولایت بروند. والی که خود از شاگردان به حق روباه صفت مکتب کمونیستی می‌باشد با برخورد نرم و محترمانه از مردم می خواهد تا متفرق شوند طوری که هیچ گونه رنجشی و فکر سوء در بین مردم ایجاد نگردد. آقای فصیحی را همراه پسر کاکایش حجت‌الاسلام والمسلمین حاج آقای تقدسی که قبل از وی ایشان نیز در جلسه ی مذکور سخنرانی نموده بودند به ساختمان ولایت می‌برند به قصد مهمانی ودعوت در واقع آن‌ها را زندانی و تحت نظر قرار دادند. بعد از چند روز تحقیق دوسیه‌ی برای ایشان ترتیب دادند و به مرکز راجع ساختندبعد از تماس والی مذکور با مرکز ایشان را تحت فشار و شنکنجه قرار می‌دادند طوری که دستهایشان را دستبند و پاهایشان را غل وزنجیر کرده بودند و شکنجه می‌دادند، بعد از ۳ ماه حاج آقای تقدسی را آزاد نموده  و حاج آقای فصیحی را راهی زندان دهمزنگ کابل می‌نمایند.بعد از مدتی ایشان را رئیس امنیت وقت احظار نمود به اتهام اینکه ایشان قصد تحریک مردم علیه حکومت، توهین به رجال دولتی را نموده است و مورد بازپرسی قرار گرفت. شهید فصیحی با دلایل قاطع به صحت بودن نظرات خویش تاکید می نموده واسرار می‌کرد که جامعه‌ی اسلامی ما این حکام از خدا بی خبر در شرایط کنونی در معرض خطر همه جانبه دشمنان اسلام قرار داده است . رئیس امنیت با تهدید فراوان ایشان را به پنج سال زندان محکوم می‌نماید. آقا فصیحی در زندان با وجود آزارو اذییت لحظه ایی آرام وقرار نداشت ودست از خدمت به اسلام ومردمش بر نمی داشت، در زندان ایشان با جناب مولوی فیضانی و عبد الرب رسول سیاف از علمای اهل سنت جهت نزدیک ساختن مواضع اهل تشیع و تسنن جلسه‌ی بحث و گفتگو را دایر نموده بودند به گفته ی خود ایشان این بهترین فرصت برای برداشتن اختلافات تشیع وتسنن در جامعه‌ی افغانستان است، اکثر دشمنان اسلام این اختلافات را ایجاد وبه آن دامن می‌زند امیدوارم که روزی شاهد یکپارچگی شیعه و سنی به عنوان یک جامعه‌ی واحد مسلمان در افغانستان ستمدیده ی خویش باشیم. در همین ایام ایشان جزوات را در زندان دهمزنگ کابل درارتباط با پوشالی بودن ایده های کمونیستی واینکه چنین مکاتبی منحط وضد فطرت انسانی می‌باشد و جاودانگی مکتب اسلام و قوانین کامل و جامع اسلامی را به رشته ی تحریر در آورده اند که متاسفانه به عللی تا اکنون به چاب نرسیده است.

صدها ستاره ی درخشان همچون فصیحی اعم از برادران شیعه و سنی در راه بقای اسلام خون دل خوردند و زحمت کشیدند از انصاف به دور است که چنین مبارزانی گمنام باقی بمانند واضح است چنین علمایی در پی شهرت ومقام نبودند بلکه به مقصد خدمت به اسلام ناب محمدی پا به عرصه ی مبارزه علیه ظلم و استبداد گذاشته‌اند تارخ باید چنین مبارزانی را در دل خویش جای دهد تا اینکه همه ملت حال وآینده آرمان‌های اسلامی شان را شاهد باشد و بدانند که انقلاب اسلامی ثمره ی زحمات چنین شخصیت‌ها و خون شهدایی که با رهنمودهای همین علما علیه نابودی کمونیست‌ها ریخته شد با اینکه قیام مردم مسلمان شکل گرفته و پرچم توحید بر فضای کشور اسلامی افغانستام به احتزاز درآمد. فرزندان انقلاب باید بدانند که چنین چهره‌هایی در گذشت زمان در راه بقای اسلام، حماسه‌ها آفریدند.

مردم نباید غافل شوند و از ترفند های دشمنان اصلی ملت‌های مسلمان که همین مکاتب الحادی می‌باشد واینان دشمنان قسم خورده ی مسلمانان بوده ومی باشند در پایان با تقدیم و درود به روان پاک شهدای گمنام وگلگون کفن افغانستان یاد تمامی علمای مبارز گمنام افغانستان و در بند و مفقود الاثررا گرامی می داریم.[۱]    

[۱] . در مصاحبه های اختصاصی با حاج آقای نطاقی و حاج آقای احمدی پسران عمو و سید طارق فصیحی فرزند شهید فصیحی.