۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » افغانستان
  • شناسه : 1200
  • ۱۱ قوس ۱۳۹۶ - ۰:۱۴
  • 97 بازدید
مولوی رحمانی
اولین نشست هم اندیشی دینی با موضوع: شفاعت و توسل

اولین نشست هم اندیشی دینی با موضوع: شفاعت و توسل

مفتی مولوی عبدالرحمن رحمانی عضو مجلس نمایندگان، رهبر حزب عصرما و موسس دانشگاه ام القرای یکی دیگر از سخنرانانی بود که در این نشست با تکیه به آیات کلام الهی و سنت نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) و فرمایشات دیگر بزرگان دین در رابطه با توسل و شفاعت گفت: توسل از جمله […]

مفتی مولوی عبدالرحمن رحمانی عضو مجلس نمایندگان، رهبر حزب عصرما و موسس دانشگاه ام القرای یکی دیگر از سخنرانانی بود که در این نشست با تکیه به آیات کلام الهی و سنت نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) و فرمایشات دیگر بزرگان دین در رابطه با توسل و شفاعت گفت:

توسل از جمله موارد پذیرفته شده میان مسلمانان است که در زمان پیامبر و پس از آن مرسوم بوده به علاوه، خدا هم امور دنیا را از طریق اسبابش انجام می دهد؛ به وسیله ابر باران نازل می کند «فَاَخرَجَ به منَ الثَّمَرات» و به وسیله ملائکه بسیاری از کارها را انجام می دهد «فَالمُدَبرات اَمراً»

حال که مسلمانان در خصوص این مسائل اتفاق نظر دارند چرا این همه اختلاف در توسل و شفاعت پیش آمده است؟

با دقت در این مسئله می توان شانزده قسم برای مسئله تصور کرد که هر یک پیش فرض های خود را دارد و توجه نکردن هر یک از منازعه کنندگان به این پیش فرض ها و اصول موضوعه، باعث خلط مباحث می شود. در اصل موضوع توسل، میان مسلمانان هیچ اختلافی نیست؛ توسل به ارواح، انبیاء عظام، اولیای الهی، پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) و خاندان با عظمتش و درخواست شفاعت از ذوات مقدسه و استغاثه به ارواح پیامبران، اولیای الهی و بزرگان دین در زمان حیات و ممات آنها جواز دانسته و شاید نخستین مشکل، توجه نداشتن به انواع توسل و شفاعت است و در اصل توسل، شفاعت و استغاثه میان مسلمانان هیچ اختلافی وجود ندارد و اختلاف در برخی اقسام آن است که برخی ها با برداشت اشتباه از مفاهیمی مثل عبادت، توحید و شرک به این معضل گرفتار شده اند و دیگر مسلمانان را نیز گرفتار کرده اند.

گاهی توسل به ذات (مقام یا جاه) اولیای الهی است. حال فرقی نمی کند قبل از حیات ایشان (عالم ذرّ) باشد یا زمان حیات (دنیا) یا زمان ممات (برزخ) یا در قیامت. مثلاً خداوند به حق انبیا و اولیا خوانده می شود و گفته می شود: «اللهم انی اسئلک و اتوسل الیک بنبیک…» که در اینجا مستقیماً خدا خوانده شده و مقام و بزرگی اولیای الهی واسطه قرار گرفته است که این می تواند قبل از حیات دنیوی اتفاق افتاده باشد مثل توسل انبیای اولوالعزم به پیامبر اسلام، یا در زمان حیات باشد یا می تواند در زمان ممات باشد(یعنی پیامبر در برزخ باشند) یا آنکه در قیامت باشد.

بنابراین، این نوع خود دارای پنج قسم است:

  1. توسل به ذات (مقام یا جاه و بزرگی فرد) قبل از حیات دنیوی، مثل توسل حضرت آدم(علیه السلام) به پیامبر اسلام(صلّی الله علیه وآله).
  2. توسل به ذات پیامبر در زمان حیات دنیوی و عندالحضور(یعنی در زمان حیات پیامبر و در حضور شخص پیامبر باشد).
  3. توسل به ذات پیامبر در زمان حیات دنیوی و عندالغیاب(در زمان حیات پیامبر باشد اما نزد ایشان این توسل صورت نگیرد). مثل آموختن توسل به نابینا به وسیله پیامبر در زمان حیات که در مکانی این توسل صورت گرفت که ایشان در آن مکان حضور نداشتند.
  4. توسل به ذات در ممات(یعنی در زمان حیات برزخی پیامبر باشد) مثل دعای توسل مسلمانان به پیامبر و اهل بیت» در طول ۱۴۰۰ سال گذشته و آموختن توسل به ذات پیامبر(صلّی الله علیه وآله) در زمان خلیفه سوم به وسیله عثمان بن حنیف.
  5. توسل به ذات پیامبر(صلّی الله علیه وآله) در قیامت؛

گاهی توسل به دعای انبیا و اولیای الهی است و از ایشان درخواست می شود که از خدا برای ما (نه برای خودشان) طلب حاجت کنند. حال این درخواست یا در زمان قبل از حیات ولیّ خدا است، یا در زمان حیات او، یا در زمان ممات ایشان، یا در زمان قیامت. اما توسل به دعای اولیای الهی قبل از حیات فرض ندارد. به عبارت دیگر، این درخواست گاه در زمان حیات پیامبر خدا و در نزد خود ایشان صورت می گیرد، مثل درخواست برادران حضرت یوسف(علیه السلام) که از حضرت یعقوب(علیه السلام) تقاضا کردند تا خدا آنها را ببخشاید. یا در زمان غیاب و ممات ایشان است، به این صورت که شخص در منزل یا نزد قبر اولیای الهی از ایشان درخواست می کند که برای او دعا کنند و از خدا حاجتی را برایش بخواهند.

لذا پیامبران الهی-و از همه برتر پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) -دارای مقام شفاعتند و برای گروه خاصی از گنهکاران نزد خداوند شفاعت می کنند، ولی آن هم به اذن و اجازه پروردگار است: «ما من شفیع الا من بعد اذنه، هیچ شفاعت کننده ای نیست مگر بعد از اذن و اجازه پروردگار» «من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه، کیست که در نزد او شفاعت کند جز به فرمان او» و اگر در بعضی از آیات قرآن اشاره به نفی شفاعت بطور مطلق شده و می فرماید: «من قبل ان یاتی یوم لا بیع فیه و لا خله و لا شفاعه، انفاق کنید پیش از آن که روزی فرا رسد که در آن روز نه بیع وجود دارد (تا کسی بتواند سعادت و نجات را برای خود خریداری کند) و نه دوستی (و رفاقت های معمولی سودی دارد) و نه شفاعت» منظور شفاعت استقلالی و بدون اذن خداست، یا درباره کسانی است که قابلیت شفاعت ندارند، زیرا بارها گفته شد که آیات قرآن یکدیگر را تفسیر می کنند.