۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » افغانستان
  • شناسه : 1151
  • ۱۵ میزان ۱۳۹۶ - ۲۱:۵۹
  • 105 بازدید
عزاداری بدعت است؟
آیا عزاداری برای امام حسین علیه السلام بدعت است؟

آیا عزاداری برای امام حسین علیه السلام بدعت است؟

از پنج سال بدینسو وزارت اطلاعات وفرهنگ در دهه ای اول محرم، سمیناری را تحت عنوان: «زندگی و کارنامه ی اهل بیت گرامی پیامبرعظیم الشأن اسلام»، در تالار مرکز بین المللی مطبوعات وزارت اطلاعات و فرهنگ  از نهضت عاشورای حسینی تجلیل به عمل می آید، امسال نیز همانند سالهای گذشته قبل از ظهر چهارشنبه ۱۲ […]

از پنج سال بدینسو وزارت اطلاعات وفرهنگ در دهه ای اول محرم، سمیناری را تحت عنوان: «زندگی و کارنامه ی اهل بیت گرامی پیامبرعظیم الشأن اسلام»، در تالار مرکز بین المللی مطبوعات وزارت اطلاعات و فرهنگ  از نهضت عاشورای حسینی تجلیل به عمل می آید، امسال نیز همانند سالهای گذشته قبل از ظهر چهارشنبه ۱۲ میزان ۱۳۹۶ خورشیدی برابر با سیزدهم محرم با اشتراک پیروان مذاهب جعفری و حنفی این سمینار برگزار گردید.

آنچه که در این نشست بر خلاف انتظار شرکت کنندگان بیان شد، به عزاداران حسینی تعبیر بدعت و جهال و سبب اختلاف میان شیعه و سنی و آنهم توسط مولوی قیام الدین کشاف رئیس به اصطلاح شورای علمای سرتاسری افغانستان مطرح می شود.

مولوی صاحب کشاف در فرازهای اخیر سخنانش گفته بود: این #بدعت های که در عاشورا بعضی از #برادران #جهال مرتکب می شود، علاوه بر حرام بودن سبب اختلاف میان شیعه وسنی می گردد…

وقتی پسر همین مولوی چندی قبل در یکی از هوتل های کابل عروسی را تبدیل به عزا کرد، بدعت خواندن عزاداران حسینی نیز کار چندان دشوار برای ایشان نیست، کسیکه برنامه های حکومت اسلامی را در خانواده خودش پیاده نتواند چگونه موفق به اجرای آن در یک جامعه بزرگ می گردد و از سوی دیگر نسبت دادن بدعت و نیز عمل بدعت برای یک مسلمان کاریست بس خطرناک، مخصوصا کسانیکه اهل علم هستند باید با تدبیر عمل نمایند و همانند وهابیت که بر هرشخص و عمل افراد نسبت بدعت می دهند دوری جویند که مفسده و عواقب بدی در پی دارد.

پس از سخنرانی مولوی کشاف در سیزدهم محرم، برخی ها از طریق شبکه های اجتماعی پرسیدند که آیا عزاداری برای امام حسین علیه السلام بدعت است؟

در پاسخ این چنین نگاشته می شود:

در طول تاریخ توسط وهابیت همواره نسبت به قیام حضرت امام حسین علیه السلام و عزاداری آن بزرگوار شبهاتی مطرح بوده و یکی از آن ها بدعت شمردن عزاداری سرور آزادگان می باشد در این زمینه ابن تیمیه نظریه پرداز وهابیت این چنین می گوید:

  1. ومن حماقتهم إقامه المأتم والنیاحه علی من قد قتل من سنین عدیده؛ از حماقت های شیعیان برپایی مجلس ماتم و نوحه است بر کسی است که سال ها پیش کشته شده.(منهاج السنه النبویه، ابن تیمیه، ج ۱، ص ۵۲).
  2. وصار الشیطان بسبب قتل الحسین رضی الله عنه یحدث للناس بدعتین، بدعه الحزن والبکاء والنوح یوم عاشوراء… وبدعه السرور والفرح؛‌ شیطان به واسطه کشته شدن حسین[علیه السلام] برای مردم دو بدعت ایجاد کرده است:
  3. بدعت گریه و ناله و حزن در روز عاشوراء…
  4. بدعت شادی و سرور.(منهاج السنه، ابن تیمیه، ج ۴، ص ۳۳۴ تا ۵۵۳).

و نیز شبیه به آن چه که ابن تیمیه گفته است را در متن زیر می یابید:

  1. الروافض لما ابتدعوا إقامه المأتم وإظهار الحزن یوم عاشوراء لکون الحسین قتل فیه… و چون روافض(شیعیان) برگزاری ماتم و اظهار حزن و اندوه در روز عاشوراء را به خاطر کشته شدن حسین در این روز بدعت نهادند…(حاشیه رد المحتار ابن عابدین، ج ۲، ص ۵۹۹).

شکی نیست که بر پائی عزاداری و شادی، امری است فطری که از ابتدا میان تمام ملّت‌ها و اقوام رواج داشته و ادیان الهی نیز بر اصل آن صحه گذارده‌اند.

وهابیت و اتهام بدعت به مسلمانان

دراسلام، بِدعَت به معنی نوآوری در اعمال یا اعتقادات دینی است به گونه‌ای که در قرآن کریم و سنت نبوی نباشد؛ بدعت یعنی چیزی را که داخل در دین نیست، در دین داخل کردن. در مورد آئین وهابیت نیز بدعت فراوان یافت می شود و از جمله؛ بدعت شمردن مراسم میلاد رسول اکرم صلی الله علیه و آله؛ مراسم سوگواری پیامبران و صالحان؛ درود بر رسول اکرم صلی الله علیه و آله قبل وبعد از اذان؛ دعا در کنار قبر رسول اکرم صلی الله علیه و آله  به قصد اجابت؛ اهداء ثواب نماز و قرآن به رسول اکرم صلی الله علیه و آله؛ گرفتن مجالس بزرگداشت برای مردگان؛ اهداء ثواب نماز به اموات؛ آغاز نمودن جلسات با آیات قرآن؛ قرائت قرآن و دعاء، به صورت دسته جمعی؛  گفتن صدق اللّه العظیم بعد از ختم قرآن؛ دست کشیدن به پرده کعبه؛ ذکر با تسبیح؛ جشن تولّد نوزادان و سالگرد ازدواج….
با توجه به آن چه که از تفکر وهّابیت نسبت به بدعت گذشت، خوش بینانه ترین نگاه این است که وهّابیت درک صحیحی از بدعت ندارند و دچار توهّم گردیده و به هر چیزی را که مخالف تفکّرات آنان داشته باشد، با عینک بدبینی آن را بدعت می شمارند.

در ادامه پاسخ به این شبهه به شواهد قرآنی و روایی معتبر استناد می نماییم که خلاف ادعای فوق را ثابت می نماید:

الف) سوگواری حضرت یعقوب علیه السلام در فراق حضرت یوسف علیه السلام

با این که حضرت یوسف علیه السلام فقط مفقود الاثر بود و مرگ او حتمی نبود، یعقوب نبی علیه السلام ، پیامبر الهی آنچنان در فراق فرزندش گریه کرد که نابینا شد. گریه طولانى حضرت یعقوب علیه السلام را از ویژگیهاى مهم زندگى آن حضرت یاد کرده اند، چنانکه برخى روایات نیز گریه فراوان ایشان را به عنوان ویژگى خوب قلمداد نموده است. زمخشرى روایت کرده است که حضرت یوسف علیه السلام از جبرییل مدت اندوه و گریه پدر را جویا شد. پاسخ داد: هفتاد سال به طول انجامید و درباره پاداش گریه او سؤال کرد. پاسخ داد: گریه او پاداش برابر هفتاد شهید دارد (تفسیر کشاف، زمخشرى، چ‏۲،ص‏۴۹۷ و تفسیر کبیر، فخر رازى، ج‏۱۸،ص‏۱۹۳، ذیل آیات ۸۵-۸۴٫)

ب) گریه پیامبرصلی الله علیه وآله در شهادت حضرت حمزه

پیامبرصلی الله علیه وآله، پس از غزوه اُحد، وقتی صدای گریه از خانه های انصار شنید که بر کشته های خویش می گریستند، اشک از چشمانش جاری شد و فرمود: اما حمزه! کسی نیست که بر وی بگرید. وقتی سعدبن معاذ و اُسید بن حضیر این سخن پیامبرصلی الله علیه وآله را شنیدند، نزد زنان بنی عبدالأشهل رفته، آنان را به خانه پیامبرصلی الله علیه وآله آوردند و آنان همگی برای حمزه گریه(و عزاداری) کردند و پیامبرخدا صلی الله علیه وآله با شنیدن صدای گریه و ناله آنها در حقشان دعا کرد و دستور دادند که برگردند. پس از آن بود که هیچ انصاری بر مرده خود گریه نمی کرد، جز پس از گریه بر حضرت حمزه (مسند احمد. جلد۲ ص۴۰٫ تاریخ طبری، جلد۲ ص۵۳۲ مغازی واقدی، جلد۱ ص۳۱۵-۳۱۷)

همچنین نمونه های دیگر از عزاداری پیامبر و اصحاب ایشان عبارتند از:

گریه پیامبر صلی اللّه علیه وآله بر پسرشان جناب ابراهیم علیه السلام (صحیح مسلم، جلد ۴،ص ۱۸۰۸، کتاب الصبیان، سنن ابی داود، جلد ۳،ص۱۹۳، باب البکاء علی المیت، سنن ابن ماجه، جلد۱، ص ۵۰۷٫ صحیح بخاری، جلد ۱ ص ۱۵۸)

گریه پیامبر صلی اللّه علیه وآله بر مزار مادر بزرگوارشان آمنه سلام الله علیها و گریاندن مردم(صحیح مسلم، جلد۲ ص۶۷۱، کتاب الجنائز، باب۳۶ حدیث۱۰۸٫ مسند احمد، جلد۲ ص۴۴۱٫ سنن نسائی، جلد۴ ص۹۰، کتاب الجنائز. سنن ابن ماجه، جلد۱ ص ۵۰۱، حدیث۱۵۷۲٫)

گریه پیامبر صلی اللّه علیه وآله بر جناب ابوطالب علیه اسلام (الطبقات الکبری، ابن سعد، ج ۱، ص ۱۰۵٫)

عزاداری و بر سر و سینه زدن عایشه همسر پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در شهادت ایشان(مسند احمد ، با تحقیق احمد الزین ، چاپ قاهره ، ج ۱۸ ، روایت ۲۶۲۲۶ ص ۱۹۹)

با توجه به این اسناد باید گفت اولین بدعت گذاران در دین (العیاذ باالله)خود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اصحابشان می باشند.

حال باید دید آنان که عزاداری برای سید‌الشهداء علیه السلام‌ را بدعت می‌دانند بر چه اساسی این ادّعا را مطرح می‌کنند؟ و آیا این ادّعا قابل اثبات است؟ ویا بالعکس، عزاداری  خصوصاً برای اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام‌ و بالاخص برای سرور و سالار شهدای کربلا حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام‌ از مطلوبیت ذاتی برخوردار بوده، بلکه افضل قربات عند الله محسوب می‌گردد؟

نظردهید:
با حفظ احترام متقابل و بدون توهین به اشخاص و عقاید همدیگر